بیوگرافی فرهاد مهراد

بیوگرافی فرهاد مهراد

فرهاد مهراد یکی از خواننده‌های ایرانی است که در 29 دی سال 1322 در تهران به دنیا آمد. بعدها او در جایگاه خواننده، آهنگساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بسیار معروف شد. او از خوانندگان برجسته ایرانی است که از او بعنوان صاحب سبک راک ایرانی یاد می شود. فرهاد مهراد اولین کسی بود که آلبوم انگلیسی به نام راک اندر رول انگلیسی را منتشر نمود.

یکی از دلایلی که فرهاد مهراد را با خواننده‌های هم دوره خود متمایز کرد، خواندن ترانه‌های اجتماعی است. این گونه فعالیت‌های فرهاد در تمامی موسیقی‌های وی هویدا است. از همین رو، از فرهاد بعنوان یکی از نخستین خوانندگان سیاسی ایران یاد می شود. در اوایل سال‌‍‌های آغاز دهه 50 ترانه‌های خود را با مضامین سیاسی و انتقادی به بازار عرضه می کند. برای مثال او در زمستان سال 57، ترانه انقلابی به نام «وحدت» را می خواند و بعد از آن تا سال 1372 از ادامه فعالیت منع می شود.

از آن‌جا که فرهاد مهراد، رد صاحب اثر و صاحب نظری در سبک موسیقی راک است، قطعا اثرات هنری و موسیقی بسیاری در لیست کاری او پیدا می شود. از آثار پر رنگ و لعاب فرهاد می توان به «مرد تنها»، «بوی عیدی»، «جمعه»، «آیینه‌ها»، «خسته»، «اسیر شب»، «هفته خاکستری»، «شبانه ۱ و ۲»، «گنجشکک اشی مشی»، «کودکانه»، «سقف»، «آوار»، «وحدت»، «نجواها»، «کوچ بنفشه‌ها»، «برف»، «مرغ سحر»، «گل یخ»، «شب تیره» اشاره نمود. البته او ترانه‌هایی را به غیر از زبان فارسی نیز منتشر کرده است.

زندگی نامه فرهاد مهراد

فصل کودکی و نوجوانی فرهاد مهراد

فرهاد مهراد در آخرین روز دی ماه سال 1329 متولد شد. پدر او در وزارت امور خارجه ایران در کشورهای عربی کار می کرد. فرهاد کوچک ترین عضو فرد خانواده بود. به گفته اعضا خانواده‌اش، او رفتار کودکانه نداشت و دیگران اینگونه عملکرد او را رفتاری مقلدانه از بزرگسالان می دانستند. او سه ساله که بود، گرایش ویژه‌ای را نسبت به موسیقی نشان داد و باعث شگفتی و حیرت اطرافیان خود شد. فرهاد در همان دوران کودکی، ساعت‌ها پشت در اتاق برادرش می نشست و صدای تمرینات ویلن او گوش می کرد. او در گفت و گوهایی این چنین بیان کرده است که آشنایی او با دنیای جذاب موسیقی از همان دوران کودکی آغاز شده است. پس از آنکه دوست برادرش از علاقه وی به موسیقی مطلع می شود، سایر اعضای خانواده را ترغیب می کند تا برای رشد او در این زمینه تلاش‌های خود را بکار بگیرند. بدین ترتیب خانواده فرهاد برای او در ابتدای کار، ویلنسل خریداری می کنند تا آغاز یادگیری او رقم بخورد. شاید برای شما جالب باشد که عمر این ویلنسل بیش از 3 روز دوام نمی آورد و سرانجام می شکند. او بعدها این چنین درباره این واقعه حرف می زند که “به هر حال سازی تهیه می ‌شود و سپس توسط همان‌هایی که تهیه شده بود، شکسته می ‌شود که در آن لحظه ساز صد تکه و روح من نیز به همراه آن هزار تکه می‌ شود و به گونه‌ای می ‌توان گفت که علاقه من به موسیقی هرز رفت، زیرا باعث شد که موسیقی را به صورت دِیمی و از راه گوش فرا بگیرم.” پس از این واقعه نیز تنها راهی که او می تواند موسیقی را دنبال کند، گوش دادن به تمرینات موسیقی برادرش بود. دوران رفتن به مدرسه او نیز آغاز می شود. او با ورود به دبیرستان متوجه می شود که بغیر از موسیقی نیز، ادبیات هم یکی از موضوعاتی است که او دوست دارد در آن فعال باشد. ولی او در انتخاب رشته مورد علاقه خود نیز با مخالفت عموی بزرگتر خود رو به رو می شود. چرا که عموی او در غیاب پدر فرهاد، در جایگاه سرپرست خانواده قرار داشت. از همین رو، با مخالفت عمویش به رشته طبیعی یا علوم تجربی می رود و سرانجام به دلیل علاقه مند نبودن به این رشته، ترک تحصیل می کند.

فصل جوانی فرهاد مهراد

فصل جوانی فرهاد مهراد با فعالیت هنری او در زمینه نوازندگی آغاز می شود. او تصمیم گرفته بود تا بعد از ترک تحصیل در رشته طبیعی به دنبال همسایه‌ها و دوستان ارمنی خود برود تا سازهای آن‌ها را بگیرد تا نواختن را شروع کند. زیرا او به خوبی دریافته بود که خانواده‌های ارمنی نسبت به سایر خانواده‌ها از آزادی‌های بیشتری برخوردار بودند.

به این ترتیب او بصورت خود آموز در آموختن گیتار پیش می رود و بعد از چندی نیز نواختن پیانو را فرا می گیرد. پس از مدت‌ها او با کمک دوستان ارمنی همان خانواده‌های ارمنی، گروهی به نام چهار بچه جن را تشکیل می دهد و به اجرای برنامه‌های گوناگون در کلاب‌ها، راه خود را ادامه می دهد. چندی بعد، بنا به پیشنهاد مدیر هتل خورشید به اهواز دعوت می شود تا برای کارکنان باشگاه نفت، اجرایی داشته باشد. جالب است بدانید که در اولین شب اجرای این برنامه، رهبر ارکستر به دلایلی برای اجرای زنده حضور نداشته است. از همین رو، از او درخواست می شود تا علاوه بر نوازندگی، بعنوان خواننده نیز در گروه فعالیت داشته باشد. خوب است بدانید که فرهاد مهراد در دقیق خوانندگان واژگان و ادا کردن تلفظ صحیح آن‌ها نیز بسیار حساس بوده است، بگونه‌ای که اگر قرار بود تا ترانه‌ای را به زبان دیگری بخواند، هیچ کس متوجه نمی شد که او خواننده‌ای فارسی زبان است. این ویژگی او باعث شد تا در بین گروه‌های موسیقی ارمنی و انگلیسی زبان مورد توجه آنان قرار بگیرد. در ادامه برگزاری اجرای وی در اهواز می بایست بگوییم که گروه‌های ارمنی و انگلیسی از اجراهای او خوش‌شان آمده بود و به همین ترتیب، مدت اجرای برنامه وی برای چندین بار متوالی تمدید شد. به گفته منوچهر اسلامی که نوازنده گروه ترومپت و عضو سابق گروه بلک کتس است، اینگونه بیان می کند که چون فرهاد از همان ابتدای فراگیری موسیقی در خانه و خانواده‌های ارمنی، حضور پیدا می کرده است؛ کاملا با زبان ارمنی آشنا بوده و تسلط کافی داشته است.

گروه بلک کتس و همکاری فرهاد با آن ها

فصل جوانی زندگی فرهاد با پیوستن او به گروه بلک کتس بعنوان خواننده و نوازنده گیتار و پیانو، رنگ و بوی دیگری پیدا کرد. بعد از مدتی، او تصمیم گرفت تا از گروه چهار بچه جن جدا شود و خودش به تنهایی و بصورت مستقل، فعالیت‌های خود را در زمینه‌ موسیقی آغاز کند. در سال 1342 او در برنامه تلویزیونی به استودیو می رود و  آهنگ‌‌های غیر فارسی را به اجرا در می آورد و با استقبال تعداد فراوانی از مخاطبان تلویزیون روبه‌رو می شود. پس از دیده شدن فرهاد با مخاطبان خود، از او برای اجرای برنامه ویژه‌ای به مناسبت سالروز محمدرضا شاه پهلوی دعوت می شود تا در استادیوم امجدیه برنامه داشته باشد. او در آن استادیوم برای سالروز محمدرضا شاه پهلوی، چندین ترانه غیر فارسی را با گیتار می نوازد و مورد استقبال تماشاچیان و هواداران خود قرار می گیرد.

جرقه آغاز همکاری‌های فرهاد مهراد با گروه بلک کتس از آن‌جایی شروع شد که ویدا قهرمانی بهمراه همسرش که مالک کافه کوچینی بود، در کنسرت وی حضور داشت و بخاطر اجرای دل انگیزش مورد توجه این بازیگر زن ایرانی قرار گرفت. سپس ویدا قهرمانی او را برای هر برنامه‌ای که در هر شب کافه کوچینی برگزار می شد، از طرف ویدا قهرمانی به گروه بلک کتس معرفی شد. سال 1345 همان سال آغاز همکاری فرهاد با گروه بلک کتس است. به گفته برخی از دستان فرهاد، او بسیاری از موسیقی‌های انگلیسی را خیلی بهتر از اصل آن‌ها اجرا می کرد، بگونه‌ای که تماشاچیان آمریکایی مقیم ایران برای رزرو صندلی در ردیف‌های جلویی کنسرت‌های او، سر و دست می شکستند. جالب است بدانید که در همان بحبوحه فرهاد به «فرهاد بلک کتس» معروف شد. جالب است بدانید که خبر سر و صدای فرهاد نیز به انتشارات راه پیدا کرد و برخی نیز لقب او را اینگونه نوشتند “لی چارلز ایران”!

ادامه فعالیت فرهاد به خواندن آوازهایی از گروه‌های موسیقی‌‌های معروف جهان شکل گرفت. بیتل‌ها، انیمالز، بی جیز، فورتاپس از گروه‌هایی هستند که فرهاد در گروه بلک کتس می خواند و تماشاچیان خود را به وجد می آورد. او شعرهایی را از خوانندگان برجسته و پر زرق و برق آن روزهای دنیا نیز انتخاب می کرد و می خواند. موسیقی‌های افراد سرشناسی نظیر الویس پریسلی، ری چارلز، تام جونز، نینا سیمون، فرانک سیناترا، بن ئی. کینگ و تعداد زیادی از خوانندگان دیگر در لیست موسیقی‌های انتخابی او قرار می گرفتند. منوچهر اسلامی نیز از فرهاد بعنوان پایه گذار اصلی گروه بلک کتس یاد می کند و در ادامه اینطور بیان می کند که: او با آنکه نت نمی ‌دانست و موسیقی را از راه گوش و به صورت تجربی آموخته بود نیاز چندانی به تمرین نداشت و با یکبار زمزمه کردن ترانه‌های انگلیسی صدا و سازش را با اعضای گروه هماهنگ می‌ کرد و در واقع به احترام سایر اعضا به جلسات تمرین می‌ آمد. در زندگی نامه ابی نیز بیان کردیم، با اینکه دو سال بیشتر از دو سال از فعالیت حرفه‌ای بی در زمینه موسیقی پاپ نگذشته بود، اما در طی همکاری‌هایی که با گروه بلک کتس داشت، توانست یکی از بهترین زمان‌های خود را در کنار فرهاد مهراد بگذراند. ابی در گفته‌های خود اینچنین بیان می کند که: “هر آنچه که در آواز خواندن یادگرفته‌ام مدیون فرهاد هستم.” اما در این بین حاشیه‌هایی از خرده گیری برخی از خوانندگان ایرانی نظیر فریدون فروغی که در زمینه پاپ فعالیت داشت، خرده گرفته می شد.

اگر پابه‌پای مقاله فرهاد مهراد ما را همراهی کرده باشید، متوجه می شوید که او تا به حال ترانه‌ای به زبان فارسی نداشته است و تمام هنر او در موسیقی راک به خواندن موسیقی‌های غیرفارسی ختم می شده است. اما در اوج فعالیت او در بلک کتس، پدر دوبله ایران از او درخواست می کند تا برای فیلم انگلیسی به نام بانوی زیبای من، ترانه بخواند. علی کسمایی در آن زمان به پدر دوبلاژ ایران معروف بوده است که با توجه به شهرت فرهاد در کلاب کوچینی به «فرهاد بلک کتس» تصمیم می گیرد تا ترانه این فیلم را به او بسپارد تا اولین ترانه فارسی خود را برای این فیلم بخواند. گفتنی است که تورج نگهبان او را بعنوان صدای دوبله کننده این فیلم انتخاب می کند. چندی بعد از به اوج رسیدن گروه بلک کتس، فرهاد از این گروه جدا می شود و برای دیدار خواهرش به انگلستان رهسپار می شود. این سفر قرار بود تا دو ماهه طول بکشد اما سفر او به بیش از یک سال بطول انجامید.

او در طی سفر خود به انگلستان تصمیم می گیرد تا برای کسب درآمد برای مدتی در یکی از کلاب‌های لندن به اجرای موسیقی بپردازد. گفتنی است که یکی از تهیه کنندگان برجسته و شاخص انگلیسی به او پیشنهاد می کند تا او آلبومی انگلیسی را  منتشر کند، اما علی رغم میل و علاقه‌ای که فرهاد به این کار داشت، به دلیل مشکلات شخصی و بیماری از اجرا و پیاده سازی آن، ناتوان ماند. او پس از یک سال و اندی به ایران باز می گردد و اولین اجرای خود را پس از بازگشت به ایران، در هتل ریمبو واقع در خیابان ایرانشهر تهران اجرا می کند و در قدم بعدی به سراغ اجرای برنامه در کافه کوچینی می رود. گفتنی است که همکاری او در کافه کوچینی پس از بازگشت وی به ایران، برای مدت کوتاهی بوده است.

آغاز فعالیت فرهاد در موسیقی فارسی با اجرای ترانه جدید

اسفندیار منفردزاده در سال 48 برای ترانه فیلم «مرد تنها» که به کارگردانی مسعود کیمیایی بود، به دنبال ترانه‌ای جدید و تازه با مضمون اجتماعی در اولین موسیقی متن فیلم، فرهاد مهراد را انتخاب می کند. اما بعدا او شرط می کند به دلیل اینکه از اجرای فارسی خود (اسفندیار منفردزاده)، رضایت مندی کامل را ندارد، اظهار می کند که اگر پس از اجرا، از کار خود راضی نبود؛ منفردزاده آهنگ را پاک کند و منتشر نکند. اما این جا ورق باز می گردد و منفرد زاده از نتیجه اجرای خود اظهار رضایت مندی می کند و در سال 49 که در همان سال با اجرا به شکل صفحه موسیقی منتشر می شود. آمارها نشان می دهد که این فیلم به یکی از پر فروش ترین فیلم‌های آن زمان خود تبدیل می شود.

پس از موفقیت فرهاد در ترانه فیلم مرد تنها، ترانه‌ای به نام «جمعه» را برای فیلم خداحافظ رفیق که با کارگردانی امیر نادری ساخته شده است، می خواند. جالب است بدانید که فیلم خداحافظ رفیق هم مورد توجه قرار می گیرد و در جایگاه صدای اعتراض شناخته می شود.

فعالیت‌های فرهاد در زمینه موسیقی فیلم‌ها به همین جا ختم نمی شود. او ترانه آینه‌ها را با ترانه‌های آن دوران خود، متفاوت تر اجرا می کند. در این ترانه، او سعی دارد تا سبک خاص خود را موسیقی با مُهر و امضای کاری خود نشان بدهد و تخصصی عمل کند. در پی اجرای آن، سایر خوانندگان ایرانی هم سعی می کنند تا اثری این چنینی در میان کارهای خود خلق کنند. گفته می شود که پس از اجرای موفقیت آمیز این اثر و استقبال چندین برابری مردم، دلیلی برای همکاری این سه نفر (فرهاد مهراد، شماعی زاده و اردلان سرفراز) بیشتر و بیشتر گردد. از همین رو، آن‌ها تصمیم می گیرند تا آهنگی به نام «مرداب» با مضمونی نزدیک به ترانه آینه‌ها خلق کنند. در ارتباط با همین اثر، خسرو لاوی که مسئول انتشار کارهای پیش از انقلاب است، این چنین بیان دارد که: “ین آهنگ در ابتدا برای صدای فرهاد ساخته و تمرین شده بود و در آخرین اجرای تمرینی این کار نیز خود من حضور داشتم و شاهد تمرین این آهنگ توسط فرهاد بودم و باید بگویم هنگامی که فرهاد پشت پیانو می ‌نشیند و شروع به نواختن این آهنگ و خواندن آن می‌ کند از زیبایی آن اثر مو بر تنم سیخ می ‌شود و می‌ گویم که این کار می‌ تواند یکی از بهترین کارهای فرهاد شود که متأسفانه بعد از این اجرا به دلایلی که هیچ گاه مشخص نشد آهنگساز کار، خود تصمیم به اجرای ترانه را می‌ گیرد و اجرا با صدای فرهاد منتفی می‌ شود.”

منوچهر اسلامی هم در این باره این چنین اظهار می کند: “افراد دور و بر فرهاد آدم‌های خیرخواهی نبودند، البته به جز سرپرست گروهی که فرهاد کارش را با او در کوچینی آغاز کرده بود، چون او استعداد و توانایی فرهاد را کاملاً می‌ شناخت. فرهاد هم از لحاظ روحی بسیار آسیب‌پذیر بود و نمی‌ توانست خیلی چیزها را تحمّل کند.”

فرهاد پس از ترانه مرداب تصمیم گرفت تا با همکاری دو نفر دیگر به نام‌های تورج نگهبان و محمد اوشال برای فیلم زنجیری، ترانه «زنجیری» را به آواز در آورد. در سال‌های بعدی نیز او توانست برای فیلم‌های اسیر شب، شبانه ۱ و ۲، هفته خاکستری، گنجشکک اشی مشی، سقف، آوار، کودکانه، وحدت و نجواها تا سال 57 یعنی سال‌های پیش از انقلاب به اجرا درآورد. یکی از دلایلی که او را گزیده کار می کند و این چنین مجبور به ادامه فعالیت‌هایش می کند، حساسیت او نسبت به محتواهای ارزشمند ترانه‌ها است. از همین رو، او اعتقادی به همیشه در صحنه بودن یک هنرمند با هر شرایطی نداشت و این کار را نامناسب می دانست. برای همین در تمامی آثار او، وحدت و یکپارچگی کامل به چشم می خورد.

در سال‌های دهه 50 فرهاد مهراد با فردی به نام پوران گلفام ازدواج می کند و زندگی مشترک‌شان را تا آخر عمر ادامه می دهد. فرهاد تا سال‌ 57 و انقلاب کشورمان، کنسرت‌هایی را در داخل و خارج از ایران اجرا کرد و در روز 23 بهمن ماه سال 57 سیاوش کسرایی ترانه وحدت را به اسفندیار منفردزاده واگذار می کند و در همان روز نیز صدای گرم فرهاد در سرتاسر ایران طنین انداز می شود. به بیان دیگر، فرهاد اولین خواننده‌ای است که صدای او پس از پیروزی انقلاب نیز در کشورمان به گوش می رسید. اما پس از انقلاب، او از ادامه فعالیت‌هایش بازداشته شد و عاقبت در سال 1373، آلبومی به نام خواب در بیداری را منتشر کرد که شامل چندین ترانه فارسی و چندین ترانه انگلیسی بود.

جالب است بدانید که در آلبوم «خواب در بیداری» توانست تنها با نواختن یک نوع آلت موسیقی (پیانو)، آهنگسازی ترانه‌های فارسی و انگلیسی را انجام بدهد. این برای اولین باری بود که با این شیوه توانست تا این اثر موسیقی خود را به بازار عرضه کند و همه را از شنیدن آن‌ها شگفت زده کند. این روش او نیز در تمامی کنسرت‌های وی نیز پایدار ماند.

اولین کنسرت او پس از انقلاب در سال 74 در کلن آلمان اجرا شد. این کنسرت، نخستین کنسرت پاپی بود که پس از انقلاب، مجوز اجرا در مرزهای خارج از کشور را کسب کند. 2 سال بعد از آن در سال 76 آلبوم وحدت توسط فردی ناشناخته منتشر شد که حاوی ترانه‌های دهه 50 بود. همچنین او در سال 77 توانست در هتل بخش شرقی تهران، کنسرتی را اجرا کند و آلبوم برف را نیز به همین بهانه منتشر نمود.

شاید آلبوم برف تنها آلبومی بود که فرهاد مهراد نیز موفق به انجام و اجرای آن شد. چرا که او تصمیم داشت تا آلبومی به نام «آمین» را که ترانه‌هایی از سایر کشورها و زبان‌های مختلف بود، منتشر کند. اما بیماری به او اجازه نداد تا به فعالیت‌های بی نظیر خود ادامه دهد و مثل همیشه درخشان باشد. او به بیماری هپاتیت سی مبتلا شده بود که منشا آن، استفاده از هروئینی بود که در سال‌های جوانی به آن‌ها روی آورده بود. سر انجام او به دلیل عوارض کبدی که در بدنش پخش شده بود، در سال 81 برای درمان بیماری‌اش به لیل فرانسه سفر کرد و در روز 9 شهریور سال 81 پس از مدت‌ها اغما در روز شنبه ساعت 1 صبح، دار فانی را وداع گفت. او در 13 شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد و پس از مرگ او، مجموعه آثار و فیلم‌های مستندی نظیر «آمین»، «برف»، «جمعه‌های فرهاد» و کتابی با نام «چون بوی تلخ خوش کندر» منتشر گردید.

مرکز موسیقی ایران نیز پس از درگذشت فرهاد این چنین نوشت:

فرهاد، هنرمند موسیقی ایران که با تحمّل یک دوره بیماری دار فانی را وداع گفت، یقیناً از جمله هنرمندانی است که تاریخ موسیقی ایران نام او را در شمار روشنگران اجتماعی ایران جای خواهد داد. صدای او با سرود «وحدت» برای مردم ایران جاودانه است، آنگاه که مردم به دنبال یک ناجی برای روح و جسم خویش به سوی معرفت با شیفتگی تمام می‌ شتافتند، او «محمد» را برای مردم خویش والامقام معرفی کرد. نامش و یادش جاودان. ضایعه درگذشت وی را به جامعه هنری ایران به ویژه جامعه موسیقی کشور تسلیت عرض نموده و از خداوند شادی روح او و بقای عمر بازماندگان را خواستاریم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Shopping Cart
به بالای صفحه بردن