نوشته‌ها

صدای واقعی ما کدام است ؟؟؟

صدای واقعی ما کدام است

صدای واقعی ما کدام است ؟

 آیا تا حالا اتفاق افتاده است که فیلم ضبط شده از خود را ببینید یا صدای ضبط شده خود را بشنوید ؟ البته این روزها با گسترش اسمارت فون ها و افزایش شبکه های اجتماعی ، ممکن است خیلی بیشتر فیلم خود را ببینیم . اما کمتر پیش می آید تا صدای ضبط شده خود را بدون تصویر گوش کنیم . تصویر جذابیت هایی دارد که ممکن است باعث عدم توجه کامل ما به صدایمان شود . و هنگامی که فقط صدای خود را بشنیم می بینیم کمی با آنچه انتظار داشتیم متفاوت است . اگر می خواهیم از ادراک دیگران در مورد صدای خودمان مطلع باشیم ، باید صدای واقعی خود را بشنویم . ادراکی که ما از صدای خود داریم با ادارکی که دیگران از صدای ما دارند بسیار متفاوت است . دلیل این تفاوت ادارک ، تفاوت در نحوه دریافت صدا و همینطور فیلترهای ذهنی است .

صدایی که دیگران از صحبت کردن و خواندن شما می شنوند مانند صدایی نیست که خودتان می شنوید , چون شما صداها را در استخوان های خود حس می کنید و صدایی که شما خودتان می شنوید انعکاس صدای شما در غار بدنتان است . صدای شما در درون شما طنین انداخته و زنگ می زند . اما یک شنونده تنها آنچه را که به هوا منتقل می شود می شنود و ممکن است آنچه به نظر شما غنا و رنگ صدایتان است در شنیدن او حذف شود و از بین برود . از همه مهمتر صدایی که از شما خارج می شود عملا با صدایی که به طرف شما می آید متفاوت است .

به علت فاصله موجود بین درک درونی ما و شنونده , ضبط کردن و گوش دادن برخی از تمرینات به خیلی از افراد کمک می کند تا گوش عینی داشته باشند . یعنی آنچه در خارج از وجودشان است بشنوند . هر دستگاه ضبط صدایی که دارید آماده کنید و حاضر ثبت و ضبط پیشرفت تدریجی خود باشید . این ثبت پیشرفت تدریجی مدرکی خواهد بود که بدانید از کجا شروع کرده اید و کجا بوده اید و هر از گاهی که به آن مراجعه کنید با ملاحظه ی اینکه کجا بوده اید , انگیزه ی قوی را برای پیشرفت آینده در شما ایجاد خواهد کرد . با این کار پیشرفت خود را به چشم می بینید در ضمن که این کار در شروع آسان ترین راه برای شنیدن و تخمین صدایتان است .

حالا لطفا پاراگراف قبل را با صدای نسبتا بلند بخوانید و صدای خود را ضبط کنید . ضمن خواندن پاراگراف ممکن است ممکن است متوجه اتفاقاتی بشوید که باری صدایتان می افتد , اگر هم در ابتدا اتفاق نمی افتد بعدا وقتی به انتها نزدیک می شوید رخ می دهد . مدادی آماده کنید و هنگامی که صدای ضبط شده را گوش می دهید با توحه به سوالات زیر , آنچه را که شامل حال شما می شود علامت گذاری نمایید .

  1. آیا در شروع صدایی قوی داشتید و به تدریج تا به انتها برسد ضعیف تر شده و خسته شدید ؟
  2. آیا مجبور بودید وسط کار چند بار صدایتان را صاف کنید ؟
  3. آیا صدا به نظرتان خیلی آهسته است ؟
  4. آیا به نظرتان صدا مخصوصا در اواخر جملات بیش از اندازه پایین و خشن است؟
  5. آیا در بعضی از نقاط صدا قطع می شود؟
  6. آیا صدا تو دماغی است؟
  7. آیا صدا یکنواخت است؟
  8. آیا صدا حالت جیغ کشیدن دارد؟
  9. و آیا به جز موارد فوق چیز دیگری ملاحظه کردید که باعث ناراحتی شما بشود ؟

معمولا مردم به طور احساسی از صدای خود خوششان نمی آید اما نمی توانند از نظر فنی آن را توجیه کنند . نگران نباشید کاری که ما می کنیم و متد های آموزش خوانندگی و سخنوری که ارائه خواهیم کرد به نتیجه فنی می رسد . به لیست سوالات فوق نگاه کنید و ببینید چند تا علامت گذاری کرده اید . این کار به شما نشان خواهد داد که حالا صدای خود را چگونه می شنوید و اشکالات شما کجا می تواند باشد .

این اشکالات می توانند به دلیل الگوهای نادرست تنفسی , کم یا زیاد بودن مخاط , عدم تقویت قدرت و تشدید صدا , جایگاه نادرست حنجره , محدود بودن دامنه ی صدا و عدم شناخت پل ها و موارد متعدد دیگری باشد که به صورت مفصل در بخش های مختلف درباره آن ها صحبت خواهیم کرد . و با شناخت و اصلاح این موارد این سوال که صدای واقعی ما کدام است دیگر برایمان پیش نخواهد آمد .

نحوه حرکت بر روی صحنه

حرکت بر روی صحنه

 

نحوه حرکت بر روی صحنه تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت اجرا خواهد داشت . تمام حرکت ها روی صحنه می تواند به یک الگوی ساده تقلیل پیدا کند که با یادگیری آن می توانید مقابل هر تماشاگر و هر محلی به راحتی و به طور موثر مانور دهید . این الگوی اصلی می تواند هم در بزرگ ترین صحنه سالن و هم در کوچک ترین کافه , عملی و موثر باشد . با استفاده از شکل بالا قدم بر دارید . با این ترتیب به نقشه ای دست خواهید یافت که قابل استفاده مجدد بوده و به راحتی در هر اجرایی می تواند راهنمای شما باشد .

نقطه اول حرکت بر روی صحنه : موقعیت اول نزدیک وسط صحنه , به تماشاگر اولین فرصت را برای دیدن و شنیدن شما می دهد . لحظه ای که پشت میکروفن قرار می گیرید لحظه ی مهمی است که حضور قوی و تسلط بر انرژی خود را در سالن برقرار می کنید . چگونه باید این کار را بکنید ؟ اول بی حرکت بایستید . بعضی از اجرا کننده ها در شروع یک آهنگ یا سخنرانی , آنقدر دور و بر خود حرکت می کنند که تماشاچیان احساس می کنند گویی دنبال یک بشقاب پرنده می گردند . حتی اگر شما آهنگ تند و رقص مانند هم اجرا می کنید باز هم می توانید نسبتا در یک محل ساکن باشید . محل پاهایتان را تغییر ندهید و سایر اعضای  بدن خود را با آهنگ تکان دهید . هدف در اینجا این است که به تماشاگر ها فرصتی برای آشنا شدن اولیه بدهید . آنها این حق را دارند که یکی دو لحظه فرصت این را داشته باشند تا ببینند شما کی هستید , چه لباسی پوشیده اید و چه شکلی هستید . آنها همچنین می خواهند بدانند درباره ی صدای شما و خودتان چه احساسی دارند و آیا دلشان می خواهد به شما توجه داشته باشند .

وفتی از صحنه به پایین نگاه می کنید اگر یک گروه تماشاگر کوچکی دارید که می شود چشم در چشم نگاهشان کرد , جهت نگاه خود را به بالای سر آنها متوجه کنید . برخورد به این صورت راحت تر است . شما سعی می کنید مردم را در احساس آهنگ یا صحبت هایتان غرق کنید بدون آنکه خیلی به آنها نزدیک شوید .

نقطه اول در حرکت بر روی صحنه در حقیقت جایی است که به مردم می گویید : این من هستم چند لحظخ از وقتتان را به من بدهید و می دانم که می توانم شما را وادار به تبسم , گریه یا خنده کنم یا کاری کنم آنچه را که خودم حس می کنم شما هم احساس کنید . وقتی خودتان را مستقر کردید موسیقی یا صحبت های شما , راهنمایتان برای حرکت و تغییر موقعیت خواهد بود و از این به بعد می توانید ارتباط موثر چشمی را داشته باشید .

نقطه دوم حرکت بر روی صحنه : هر آهنگ و هر سخنرانی , داستان و سناریویی دارد و لحظاتی دارد که در آن احساس یا تاکید موضوع عوض می شود . وقتی احساس کردید که اولین حالت یا تاکید به حالتی دیگر تغییر کرد , موقع آن است که شما جایتان را عوض کرده و به نقطه دو منتقل شوید ( ما در شکل تقطه ی دو را سمت راست انتخاب کردیم  اما شما می توانید به هر سمتی دلتان خواست حرکت کنید ) . کمی هم بچرخید تا افرادی که در وسط یا سمت چپ هستند قادر به دیدن بخشی از صورت شما باشند و فکر نکنند که کنار گذاشته شده اند .

نقطه سوم حرکت بر روی صحنه : با پیشرفت آهنگ یا سخنرانی , وفتی به حالت بعدی می رسد جهت خود را عوض کرده و به سمت چپ صحنه بروید  . باز هم مطمئن باشید که هر کسی در سالن قادر به دیدن حداقل بخشی از صورتتان است .

نقطه چهارم حرکت بر روی صحنه : با جا به جایی بعدی , به وسط صحنه برگردید . حالا از لحاظ جهت با تماشاگران , با نقطه ی یک هم جهت هستید اما به آنها نزدیک تر شده اید . آنها حالا کمی با شما آشناتر شده اند و آماده اند که بدون احساس ناراحتی و تهدید شما را به خود نزدیک تر ببینند .

نقطه پنجم حرکت بر روی صحنه : خیلی از آهنگ ها ( و ممکن است قسمت اول برخی از سخنرانی ها ) در موقعیت پنجم تمام می شود , در جهت نقطه ی یک و چهار , اما بازهم نزدیک تر به صحنه . این موقعیت موضع قدرت شما محسوب می شود .شما صحنه را تسخیر کرده اید . به سمت پشت , چپ , راست , جلو و کاملا با حاضرین ارتباط برقرار کرده اید .

نقطه ششم تا هشتم حرکت بر روی صحنه : در صورت ادامه ی اجرا , به نقطه ششم بروید , حرکت کمی به راست . از آنجا نقطه هفتم دوباره سمت چپ سالن را مخاطب قرار می دهد . و در انتها به نقطه هشتم بروید ( این حرکات تا پایان می توانند بسته به نیاز شما ادامه چیدا کنند ) .

آیا خیلی ساده به نظر می رسد ؟ خب قرار هم بود که همین طور باشد و چیزی که جالب است این است که تمام حرکات صحنه تا حدی بر پایه این جهت ها قرار دارند . این طرح حتی موقعی که فضا کم است یا اصلا وجود ندارد هم کارساز است . اگر در جایی برنامه اجرا می کنید که حتی یک قدم هم نمی توانید بردارید , باز هم این مراحل را با حرکت سر و بدن خود طی کنید .

محدوده های صوتی ( رجیستر های صوتی )

محدوده

 

رجيسترها و محدوده ها , روش ها و جایگاه های مختلف توليد صدا هستند . رجيسترها در حالت های بالاتر و پايين تر وجود دارند ، که همه آنها تقریبا دارای کيفيت هاي صدايي متنوعي هستند . تارهاي صوتي در مهدوده هاي مختلف به صورت متفاوتي عمل کرده و نوسان مي کنند ، که به مشخص شدن نحوه عملکردشان کمک مي کند . از آنجايي که ما براي توليد صدا از تارهاي صوتيمان استفاده مي کنيم و از طرفي صداي ما به مقدار زياد بين رجيسترها جابه جا می شود ، تغيير از يکي به ديگري بدون تلفيق حالت ها و کيفيت هاي صدا ، مي تواند باعث انتقال ناراحت کننده در صداي ما شود .

صدا از سه محدوده  یا رجیستر اصلی تشکیل می شود :

محدوده صدای سینه (Chest register)

محدوده صدای میانی (Mix register)

محدوده صدای سر (Head register)

و هر کدام همانطور که در شکل می بینید به طور متفاوتی عمل می کنند .

 

صدای میانی

البته رجیستر های دیگری نیز وجود دارند مانند رجیستر ویستل یا سوت ( whistle register ) که بالاتر از صدای سر و بالاترین محدوده است و همان طور که از اسمش پیداست صدایی شبیه به صدای سوت دارد . و همینطور رجیستر وکال فرای ( vocal fry ) که پایین تر از صدای سینه و پایین ترین محدوده می باشد و به خاطر اینکه در این حالت تارهای صوتی بیشتر در حالت استراحت هستند از آن برای گرم کردن صدا نیز استفاده می کنند .

صداي سينه پايين ترين , سنگين ترين و قوي ترين رجسيتر صدا مي باشد . اين نام از احساسي که در سينه هنگام توليد صداي مربوط به اين رجيستر ايجاد مي شود گرفته شده . وقتی در صدای سینه هستید تارهای صوتی در تمام طول خود مرتعش می شوند مثل سیم های بلند و کلفت پیانو . ارتعاش صدای سینه , همانطور که می توان حدس زد در قسمت بالای سینه احساس می شود . اگر دستتان را در ناحیه ای که گردن به قسمت بالای سینه می چسبد بگذارید و بگویید << من می توانم از سینه صحبت کنم >> یک ارتعاش خفیف زیر دستتان احساس می کنید .

وقتی به سمت بالاتر می روید نوعی اثر زیپ مانند شروع به بستن انتهای تارهای صوتی می کند . وقتی این عمل زیپ مانند به سمت بالا حرکت می کند , تا جایی که فقط پنجاه درصد طول تارها مرتعش می شوند , شما به صدای میانی می رسید .

در صدای میانی شما احساس می کنید که بخشی از ارتعاش سینه رها می شود و به نزدیک محلی درست پشت بینی و چشم ها منتقل می شود . این محل به اسم های مختلف در طول سالها نامگذاری شده اما بیشتر ماسک نامیده می شود .هوا و لحنی که در اطراف منطقه سینوس می پیچد خیلی ظریف و مانند صدای بال زدن پرندگان است .

دهانتان را ببندید و بگویید ممممممممم , وقتی صدا از داخل دهان به لبهایتان می خورد احساس لرزش در آنها میکنید . این بسیار شبیه ارتعاشی است که در صدای میانی احساس خواهید کرد , هر چند که در صدای میانی این ارتعاش به بینی نزدیک تر است .

وقتی به بستن زیپ ادامه می دهید و فقط یک سوم تارهای صوتی مرتعش می شود , شما به صدای سر می رسید . در صدای سر دیگر هیچ ارتعاشی از سینه احساس نمی کنید و از صدای صحبت کردن بسیار دور است . صداي سر , رجيستر بالاتر و سبک تر است . در اين حالت صدا در محدوده ي سر احساس مي شود . از لحاظ فيزيکي با بالا رفتن نت , تاهاي صوتي کشيده تر شده و سريع تر نوسان مي کنند حالا شما ارتعاش هوا و صدا را در درجه اول پشت چشم ها و بینی در بالاترین قسمت سینوس ها احساس می کنید .

و در نهایت معرفی فالستو ( falsetto ) نیز خالی از لطف نیست . چون هر چند که جنس و نوع تولید صدای فالستو با محدوده های گفته شده متفاوت می باشد اما برخی آن را نیز در دسته بندی رجیستر ها لحاظ می کنند . در واقع فالستو محدوده ای از صدا است که بسیار بحث بر انگیز بوده  و رنگ آن شبیه  صدای سبک  خانم ها یا  صدای سر  در آواز کلاسیک است و  در آقایان گاهی اوقات با صدای سر اشتباه گرفته می شود . صدای فالستو  یک آوای همراه با نفس است که در هر محدوده یا رجیستر صدایی برای آقایان و خانم ها اتفاق می افتد . نداشتن قدرت کافی و نتیجه ی  آن  دور بودن تارهای صوتی باعث ایجاد صدای فالستو  است اما در برخی موارد به صورت ارادی و برای ایجاد زیبایی نیز از آن استفاده می شود .

شاخت محدوده ها و رجیستر های صدا باعث می شود درک بهتری از صدا و نحوه ی تولید آن بدست آوریم و درنتیجه بر سرعت پیشرفتمان تاثیر قابل توجهی خواهد داشت .

تاثیر موسیقی بر انسان

موسیقی

اگر ناراحت ، افسرده و نگران هستید ، احتمالا خوشحال می شوید اگر بدانید که با گوش کردن به موسیقی مورد علاقه ی خود می توانید از تمام بدحالی ها رهایی پیدا کنید . موسیقی به عنوان یک ضدافسردگی طبیعی می تواند تاثیری مانند بعضی از داروهای ضد افسردگی داشته باشد .

موسیقی چگونه بر مغز تاثیر می گذارد

موسیقی بر بخش های مختلف مغز تاثیر می گذارد و به همین دلیل هم هست که توسط بسیاری از متخصصان در درمان بیماران افسرده یا مضطرب استفاده می شود . وزن موسیقی ، ریتم موسیقی ، گام و اوج موسیقی همه در نواحی ای از مغز مدیریت و پرداخته می شوند که با احساسات و خلق و خو در ارتباط هستند .

موسیقی به دلیل توانایی اش در دگرگون ساختن بخش های مختلف مغز در بسیاری از تراپی ها و درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد . به عنوان مثال برای درمان افرادی که سکته ی مغری کرده اند استفاده می شود تا به انها آموزش دهد که چطور دوباره صحبت کنند . به کسانی که لکنت زبان دارند هم توصیه می شود تا بتوانند کلمات را دقیق و واضح تلفظ کنند . از آنجایی که موسیقی با قسمت های مربوط به احساسات هم در ارتباط است ، به عنوان درمانی برای تغییر خلق و خو و مود برای بیمارانی که از افسردگی یا اضطراب رنج می برند هم استفاده می شود .

موسیقی چگونه موجب بهبود خلق و خوی شما می شود

هر زمان که احساس ناراحتی و افسردگی می کنید ، موسیقی می تواند شما را از این حال خارج کند . موارد زیر راه هایی هستند که موسیقی از طریق آنها روحیه ی شما را بهبود می بخشد :

موسیقی می تواند باعث شادی شما شود

بسیاری از مردم وقتی ناراحت و افسرده هستند ، به سراغ موسیقی ریتمیک می روند که خب تعجبی هم نیست چرا که موسیقی یک راه حل مناسب برای کسانی است که احساس ناراحتی می کنند . سال هاست که موسیقی موجب شادی و خوشحالی افراد شده و این به این دلیل است که آهنگ های تسکین دهنده موجب آزاد شدن هورمون سروتونین که هورمون محرک شادی است می شوند . موسیقی همچنین با دوپامین که یک انتقال دهنده ی عصبی است بدن را فرا می گیرد که این انتقال دهنده موجب پیدا کردن حس خوب می شود . موسیقی همینطور راه را برای آزادسازی نور اپی نفرین که هورمونی شادی آور است هموار می کند .

با وجود تمام این هورمون هایی که موجب گسیل شدن شادی به بدن شما می شوند ، دیگر نیازی به خرید داروهای گران قیمت افسردگی برای داشتن احساس بهتر ندارید !

موسیقی می تواند به شما انگیزه ببخشد

آهنگ هایی که پیام های مثبت و الهام بخش دارند واقعا می توانند خلق و خوی شما را بهبود بخشند . پیام هایی که در این آهنگ ها وجود دارد همراه با حس شادی که با این آهنگ ها همراه است می تواند به شما انگیزه بدهد که خودتان را جمع و جور کنید و دوباره سعی کنید .

موسیقی باعث کاهش استرس می شود

آیا استرس های کاری موجب ناراحتی و اضطراب شما شده اند ؟ یک راه عالی برای برطرف کردن تنشی که موجب ناراحتی شما شده این است که به موسیقی گوش کنید . آهنگ های تسکین دهنده می توانند به شما کمک کنند که ماهیچه هایتان را ریلکس کرده و نفس کشیدنتان را آرام تر کنید . با چنین تغییرات فیزیکی ، شما می توانید استرسی که باعث خشن شدن و دمدمی مزاج بودن شما شده است را از بین ببرید .

موسیقی می تواند در درک شما تاثیرگذار باشد

حتی اگر چیزی که موجب ناراحتی شما می شود هم در حال حاضر وجود نداشته باشد ، می تواند روزها موجب ناراحتی و دپرسی شما شود ؛  مخصوصا اگر خودتان هم جلوی این قضیه را نگیرید !‌ اما اگر می خواهید که از دیدگاه مثبت تری در زندگی بهره ببرید ، لازم است که به موسیقی های مورد علاقه تان گوش دهید .

مطالعاتی که انجام شده نشان داده اند که وقتی افراد به موسیقی های پرجنب و جوش تر گوش می دهند ، درک مثبت تری از زندگی دارند .

موسیقی می تواند امواج مغزی شما را تغییر دهد

موسیقی نه تنها می تواند حالت فعلی شما را تغییر دهد ، بلکه می تواند بر خلق و خوی شما در آینده نیز تاثیرگذار باشد . حتی اگر موزیک پلیر گوشی تان را هم قطع کنید ، صدای موسیقی که چند لحظه پیش گوش می کردید می تواند به طور قابل توجهی امواج مغزی شما را تغییر دهد که این یعنی داشتن حالی مثبت برای ساعت ها و یا حتی روزها !

حال بهتر = زندگی بهتر

 

موسیقی

موسیقی راهی امن و ارزان برای بهبود خلق و خو است و با بسر بردن در موقعیت روانی بهتر می توانید زندگی بهتری داشته باشد .

مطالعه ای که در این باره انجام شده مهر تاییدی بر این مدعاست . این مطالعه نشان داده است که موسیقی می تواند به طور چشم گیری در بهبود خلق و خو موثر باشد و هر چه انسان ها احساس شادی بیشتری بکنند از سلامتی بهتری برخوردار خواهند بود ، از روابطشان رضایت بیشتری خواهند داشت ، در رفتار خوب آنها تاثیرگذار خواهد بود و حتی به درآمد بیشتری هم دست پیدا می کنند .

موسیقی هایی که باید گوش کرد

با دانستن اینکه موسیقی می تواند در بهود خلق و خو موثر باشد شاید این سوال برایتان پیش بیاید که چه نوع موسیقی ای برای گوش دادن بهتر است؟ و خب احتمالا خوشحال می شوید اگر بدانید که تمام موسیقی ها , بسته به سلیقه ی شما , می توانند باعث بهبود حال شما شوند !

در مطالعه ای که انجام شد نتایج نشان داد که دانش آموزانی که به موسیقی – بدون توجه به نوع آن – گوش می کردند شادتر ، خوش بین تر ، دوستانه تر ، آرام تر و ریلکس تر بودند.

درحالیکه معمولا موسیقی های آرامش بخش تر مثل شاهکارهای کلاسیک از بتهوون و موتزارت پیشنهاد می شود ، اما تحقیقات نشان داده اند که موسیقی های بلند و خشن مثل راک هم می توانند باعث ایجاد حس مثبت در شما شوند . حتی اگر سبک های موسیقیایی دیگر مثل پاپ ، رپ ، جاز و غیره را دنبال می کنید هم می توانید در روزهای بد برای اینکه حالتان بهتر شود به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید .

 

چگونه در صدایمان ویبراتو یا طنین ایجاد کنیم

ویبراتو

وقتی شما به اجرا و نگه داشتن یک نت دست یافتید , طبیعی است که دلتان بخواهد به آن نت یا صدا رنگ و احساس اضافه کنید . یکی از ساده ترین راه ها برای این کار دادن طنین به صدا است , که ما آن را ویبراتو می نامیم . اغلب شنیده ایم که وقتی خواننده مورد علاقه ما صدایش را روی نتی نگه می دارد , طنینی موج وار به آن می دهد که همان ویبراتو است .

برای بیشتر خوانندگان تازه کار ویبراتو مانند یک راز پیچیده است . خیلی از افراد فکر می کنند که انسان یا با ویبراتو به دنیا می آید , یا هرگز به آن دست نخواهند یافت و درست نمی دانند چگونه باید از صدای ساده نگه داشته شده به صدای مواج غنی از ویبراتو رسید . که متاسفانه باید بگویم قسمت زیادی از این طرز فکر اشتباه توسط اساتید محترمی که با متد های قدیمی کار می کنند و خود نیز بر همین باور هستند به سایر افراد و هنرجوها القا شده است .

گاهی افراد , با تغییر عمدی صدای ساده ای که ایجاد می کنند سعی در تولید ویبراتو دارند که متاسفانه با یک احساس تصنعی روبرو می شوند . در عمل هر ویبراتویی عمدی است اما راز یک ویبراتوی عالی در این است که به کار آن آگاه باشید و بدانید چه چیزی آن را مورد پسند می کند و چطور باید طبیعی و بدون فشار به نظر برسد .

ویبراتو چگونه کار می کند ؟

وقتی شما صحبت می کنید یا آواز می خوانید تارهای صوتی شما معمولا در محدوده ای بین صد تا هزار ارتعاش به حرکت می آید . کشش وارد بر روی تار صوتی , ارتفاع نت ( زیر و بم بودن صدا ) ایجاد شده را تعیین می کند  . وقتی کشش لازم برای ایجاد صدای مورد نظر کامل  و درست باشد , یعنی نه خیلی کشیده شده و نه خیلی شل باشد , یک ارتعاش ثانوی شروع به شکل گرفتن می کند . این حرکت ثانوی باعث می شود که صدا با موجی با سرعت پنج تا شش ارتعاش در ثانیه به حرکت درآید . این چیزی است که ما در ویبراتو می شنویم .

اگر برای یافتن ویبراتو روش خود را انجام می دهید , باید مطمئن شویم که آن را درست انجام می دهید . یک قانون سر انگشتی می گوید که موقع ویبراتو نباید هیچ جای بدن شما تکان بخورد . اگر چنین نیست باید عیبی در کار باشد .

اجرای درست ویبراتو

اگر شما روی یک نتی که اجرا می کنید فکرتان را متوجه ویبراتو کنید , چیزی غیر از ویبراتو اتفاق نخواهد افتاد ( به همین سادگی ) .نوع خاصی از توجه لازم است تا هوا را طوری تنظیم کند که حرکت موجی ویبراتو را ایجاد نماید . بنابراین وقتی قبل از اجرای صدا , احساس و فکرتان را متمرکز کنید , شانس زیادی وجود دارد که به تغییرات مهمی  در ایجاد صدای دارای طنین دسترسی پیدا کنید .

اصول کار همین بود که ملاحظه کردید اما برای دستیابی راحت تر به این تکنیک , دو تمرین خیلی ساده اما مفید را به شما نشان می دهم . در انجام این تمرین ها هر چیزی را اغراق آمیز انجام دهید . در ابتدا ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد اما خود را رها کنید تا به طنین زیبا و طبیعی صدای خود دست یابید .

تمرین شماره یک : تقلید دست دادن

هر چند که گفته شد برای ایجاد ویبراتو در شروع کار مخالف هر نوع حرکت و تکان در بدن و دست هستیم  , اما اینجا برای اینکه به شما کمک شود تا ویبراتو را در بدن خود احساس کنید , از این قانون کمی تخطی می کنیم .

حالا بایستید و دست خود را طوری که می خواهید با کسی دست بدهید به جلو دراز کنید  . به جای اینکه دست های خود را در حالت دست دادن معمولی پیش ببرید , دستتان را ببندید و فقط انگشت اشاره را باز بگذارید . حالا تجسم کنید که در برابرتان یک خرس بزرگ که هزار برابر از شما قوی تر است قرار دارد و می خواهید با او دست بدهید . ضمن این کار حرف eeeeee را بخوانید و سعی کنید که صدایتان با حرکت دستتان هماهنگ باشد . صدای شما باید به صورت مقطع ee-ee-ee-ee در بیاید . بگذارید صدایتان یک ضربان ریتمیک داشته باشد . هنگام ایجاد صدا , به بخش سقف دهانتان مخصوصا جایی که سقف دهان به انتهای زبان وصل می شود متمرکز شوید . ببینید آیا ضربان هوا را احساس می کنید .

پس از اینکه به این کار عادت کردید , سعی کنید حرکت دستتان را متوقف کنید و ببینید آیا بدون آن هم می توانید صدای ویبراتو را ایجاد کنید .

تمرین شماره دو : فشار ضربانی دست

یک دست خود را مشت کنید و بگذارید بالای شکمتان جایی که دنده ها به هم می رسند . با دست دیگرتان این دست مشت شده را بپوشانید . حالا بگویید eeeeeeeee و حین آن دست های خود را با حرکت سریع ضربانی به داخل فشار داده و بیرون بیاورید , با این کار ضربان سریع هوا را به پشت گلویتان می رسانید . باز هم باید صدای یکنواخت eeeeee  را به صورت مقطع ویبراتو وار ee-ee-ee-ee  بشنوید . به حرکت سریع دست به سمت داخل و خارج ادامه دهید و دقت کنید هوا در کجای گلویتان ضربان دارد , در محل تلاقی سقف دهان با انتهای زبان .

هدف این است که شما با احساس ویبراتو آشنا شوید که بسیار مهم می باشد . ضربان هوای زیادی برای ایجاد ویبراتو لازم است . یادتان باشد که وقتی در تلاش برای تنظیم مقدارهوا با صدا هستید , در ابتدا دستیابی به سرعت مناسب کمی مشکل به نظر می رسد و شاید فکر کنید صداهای عجیب و مصنوعی و بدون حسی ایجاد می کنید . اما وقتی بدنتان احساس ویبراتو را درک کرد , معجزه ای رخ می دهد و به نظر می رسد که صدا خود به خود بدون هیچ تلاشی ویبراتو را ایجاد می کند .

دلیل احساس طبیعی بودن ویبراتو مربوط به سرعت آن است . در ابتدا به نظر می رسد ویبراتوی شما یا زیادی سریع است و یا بیش از اندازه کند است . اما وقتی عادت به انجام آن پیدا کردید , هوا و تارهای صوتی تناسب درست و کامل را پیدا کرده و تارهای صوتی کشش درست خود را می یابند .

اینجاست که ویبراتوی درست ایجاد می شود و شما احساس می کنید که انگار از اول با آن زاده شده اید .

تاثیر آب بر کیفیت صدا

آب

 

اگر می خواهید بهترین استفاده از صدای خود را ببرید بهترین توصیه ای که می توانم به شما کنم از سه کلمه تشکیل می شود : زیاد آب بنوشید . اگر در مورد بهتر شدن صدایتان جدی هستید همین حالا بعد از خواندن این پاراگراف یک لیوان آب بنوشید . در واقع هر موقع به یادش می افتید لبی تر کنید و برای یادآوری , می توانید هر روز یک بطری آب همراه داشته باشید .

آب برای صدا اهمیت بسیار حیاتی دارد , زیرا با روغن کاری تارهای صوتی , آن را حفظ می کند . هر موقع که صحبت می کنید یا می خوانید تارهای صوتی شما مرتعش می شود . حتی وقتی خواب هستید و خواب صحبت کردن می بینید آنها مرتعش می شوند . این حرکات باعث ناراحتی تارها می شود اما اگر آب کافی بخورید بدن شما ماده محافظ برای آنها را تولید می کند : مخاط نازک آبکی . که مانند روغن در یک موتور از اصطکاک و صدمه جلوگیری می کند .

اگر به اندازه کافی آب بخورید دیگر روزهایی را تجربه نخواهید کرد که قبل از رفتن روی صحنه آواز یا محل سخنرانی گلویتان خشک شود . قبلا شاید برای صاف کردن صدایتان ضمن صحبت یا ادامه آن , لیوانی آب می نوشیدید اما تاثیر کمی را مشاهده می کردید . این به آن دلیل است که شما مثل آب دادن به گیاه نمی توانید آب را به گلویتان رسانده و منتظر باشید به تارهای صوتی برسد . همانطور که می دانید در گلویتان دو راه وجود دارد , یکی برای غذا و مایعات و دیگری برای هوا . وقتی آب می نوشید , نزدیک تارهای صوتی نمی رود و راه دیگری را در پیش می گیرد . چون در غیر این صورت آب وارد نای خواهد شد و وارد شش ها می شود . بنابراین آبی را که حالا می نوشید و امیدوار هستید که گلویتان را درست قبل از سخنرانی یا آواز خواندن بهبود بخشد , بلافاصله نتیجه بخش نیست و فقط داخل دهان را مرطوب می کند .

اما آبی را که شب قبل و یا حتی تا یک ساعت پیش نوشیده اید می تواند موثر باشد . آبی که می نوشیم از راه روده جذب شده و وارد جریان خون می شود , سپس مانند یک سیستم آب پاشی رطوبت را به تمام اعضای بدن می رساند . پس تا می توانید آب بنوشید .

 

اعجاز صدای میانی ( میکس )

صدای میانی

 

برای اینکه مفهوم صدای میانی را درک کنیم و دلیل احساس راحتی در صدای میانی را بهتر بفهمیم , لازم است کمی با طرز کار صدا آشنا شویم .

توجه داشته باشید که صدا از سه قسمت مختلف تشکیل می شود :

صدای سینه (Chest Voice)

صدای میانی (Mix Voice)

صدای سر (Head Voice)

و هر کدام همانطور که در شکل می بینید به طور متفاوتی عمل می کنند .

 

صدای میانی

 

وقتی در صدای سینه هستید تارهای صوتی در تمام طول خود مرتعش می شوند مثل سیم های بلند و کلفت پیانو . ارتعاش صدای سینه , همانطور که می توان حدس زد در قسمت بالای سینه احساس می شود . اگر دستتان را در ناحیه ای که گردن به قسمت بالای سینه می چسبد بگذارید و بگویید << من می توانم از سینه صحبت کنم >> یک ارتعاش خفیف زیر دستتان احساس می کنید .

وقتی به سمت بالاتر می روید نوعی اثر زیپ مانند شروع به بستن انتهای تارهای صوتی می کند . وقتی این عمل زیپ مانند به سمت بالا حرکت می کند , تا جایی که فقط پنجاه درصد طول تارها مرتعش می شوند , شما به صدای میانی می رسید .

در صدای میانی شما احساس می کنید که بخشی از ارتعاش سینه رها می شود و به نزدیک محلی درست پشت بینی و چشم ها منتقل می شود . این محل به اسم های مختلف در طول سالها نامگذاری شده اما بیشتر ماسک نامیده می شود .هوا و لحنی که در اطراف منطقه سینوس می پیچد خیلی ظریف و مانند صدای بال زدن پرندگان است .

دهانتان را ببندید و بگویید ممممممممم , وقتی صدا از داخل دهان به لبهایتان می خورد احساس لرزش در آنها میکنید . این بسیار شبیه ارتعاشی است که در صدای میانی احساس خواهید کرد , هر چند که در صدای میانی این ارتعاش به بینی نزدیک تر است .

وقتی به بستن زیپ ادامه می دهید و فقط یک سوم تارهای صوتی مرتعش می شود , شما به صدای سر می رسید . در صدای سر دیگر هیچ ارتعاشی از سینه احساس نمی کنید و از صدای صحبت کردن بسیار دور است . حالا شما ارتعاش هوا و صدا را در درجه اول پشت چشم ها و بینی در بالاترین قسمت سینوس ها احساس می کنید .

برای کسب یکدستی و روانی صدا , هدف این است که به تارهای صوتی اجازه دهیم که به راحتی در تمام محدوده خود باز و بسته شوند بدون اینکه فشار و تنشی ایجاد کنند .

وظیفه اصلی تارهای صوتی کنترل هواست . آنها هستند که تصمیم می گیرند چه اندازه هوا از آنها رد شود و برای اینکه تارهای صوتی در جریان کنترل هوا به آرامی باز و بسته شوند , لازم است شما هوای کافی جهت ارتعاش سریع مورد نیازشان را به آنها برسانید .

صدای میانی به منزله یک شیر فشار , یک پل و یک راه مطمئن برای تقویت کل صداست . اکثر افراد وقتی در محدوده ی بالاتری می خوانند یا صحبت می کنند , این احساس را دارند که با قدی دو متری در اتاقی که دو متر ارتفاع دارد قرار دارند . در نت های بالای صدای سینه به نظر می رسد که راهی به چز پایین آمدن وجود ندارد . صدای میانی ارتفاع این سقف را به سه متر افزایش می دهد بنابراین هر موقع دلتان خواست می توانید بالا و پایین بروید بدون اینکه به مانعی برخورد کنید .

شما به هر بخش از صدای خود نیاز دارید .انتظار نمی رود که تمام نت ها تک به تک هر روز به کار گرفته شوند اما باید اعتماد به نفس لازم برای رسیدن به هر نت دلخواه را کسب کنید و برای هر منظوری که لازم دارید به آن دسترسی داشته باشید .

صدای سینه دارای کیفیت کلفت و باز است در حالی که صدای سر نازک و دارای طنین های ظریف و لطیف با صدای زیر است . و صدای میانی عوامل خوب هر دو را با هم در خود دارد . قسمت پایین صدای میانی تقریبا شبیه به صدای سینه است و هر چه به تدریج بالاتر می رویم رنگ های صدای سر نمایان می شود . مهارت در این است که حرکتی یکنواخت و بدون وقفه از پایین به بالا انجام گیرد .

شما چه خواننده باشید و چه سخنران , صدای میانی شاه کلید رسیدن به صدای دلخواهتان است . صدای میانی به شما اجازه می دهد که به راحتی و آزادی در محدوده ی صدای خود با مخلوطی از طنین های مختلف جولان دهید . در این صورت است که صدای شما غیر قابل پیش بینی خواهد شد .

می توان گفت که یافتن صدای میانی مانند رانندگی در راهی پر پیچ و خم است  .اگر به سمت چپ بپبچید بیش از اندازه از صدای سینه استفاده می کنید , به سمت راست بپیچید به صدای بیش از اندازه ی سر می رسید . اما اگر در حال تنظیم باشید و در جستجوی اینکه هر فشاری را که موقع بالا رفتن گام احساس می کنید رفع نمایید , به شهر جادویی می رسید که مخلوط کاملی از صداهای سینه , میانی و سر است که تشکیل صدای میانی مطلق و سبک  را می دهد .

اگر موقع نزدیک شدن به نت های بالا به نظرتان با دیوار غیر قابل عبور مواجه می شوید , به نکات زیر توجه کنید :

  • وقتی صدایتان بالا می رود آیا بر شدت آن ( بلندی صدا ) افروده می شود ؟ در این صورت شدت صدا را ثابت نگه دارید .
  • آیا در بعضی قسمت های آهنگ هوا به شدت به صورت متمرکز بیرون می آید و در قسمت هایی دیگر احساس می کنید هوا خیلی محدود جریان دارد ؟ پس سعی کنید در تمام آهنگ هوا را به وسیله ی گذاشتن دست روی شکم و اطمینان از یکنواختی و آرامی بازدم , در یک سطح نگه دارید .
  • آیا به نظرتان می رسد اگر بیشتر تلاش کرده و عضلات شکمتان را سفت کنید در صدای خود قدرت و انرژی بیشتری خواهید داشت ؟ به شما اطمینان می دهم که نتیجه بخش نیست و فقط باعث ایجاد تنش و خراب کردن کار می شود پس توجه داشته باشید که در کمال آرامش به کارتان ادامه دهید .

و در نهایت  صبر , پشتکار و تمرین را فراموش نکنید .

تنفس صحیح ( تنفس دیافراگمی )

تنفس

 

 

ویدیوی آموزش تصویری تنفس صحیح ( تنفس دیافراگمی ) را می توانید در این قسمت مشاهده فرمایید .

 

در واقع اعجازی که می توانیم با صداها به وجود آوریم بر پایه یک ریتم اساسی بنا می شود . این ریتم عبارت است از حرکات بدن موقع دم و بازدم .

به طور کلی تنفس آرام و عمیق آثار شگرفی روی بدن ما دارد . می تواند فکر شما را متمرکز و آرام کند و صدای شما را هم قوی و هماهنگ می کند . وقتی توانستید مثل یک کودک آرام و یکنواخت نفس بکشید , شما در راه رسیدن به محدوده ی صدایی فوق العاده و باور نکردنی هستید .

خب اول اجازه دهید ببینیم تنفس شما در چه وضعیتی است ؟؟؟

جلوی یک آینه ایستاده و نفس عمیق بکشید . از راه بینی نفس را تو بدهید , تا آنجا که مقدرو است شش های خود را از هوا پر کنید , بعد به آرامی از راه دهان نفس را بیرون بدهید .

حالا یک تصویر کوتاه از آنچه دیده اید و احساس کرده اید تجسم کنید . چه قسمت هایی از بدن شما درگیر بودند ؟ چه چیزی حرکت کرد ؟ چه احساسی داشتید ؟ در مورد تنفس جزئیات خیلی مهم هستند پس لطفا به آنچه انجام می دهید دقیقا توجه کنید .

خبر خوش این است که ما به طور مادرزادی می دانیم چگونه این کار را درست انجام دهیم . اما به راحتی به مرور زمان آن را فراموش می کنیم و به حرکت ملایم و طبیعی رفت و آمد نفس , صداهای اضافی و مقدار زیادی فشار و تلاش اضافه می کنیم .

وقتی از افراد مختلف می خواهیم که نفس عمیق بکشند , اتفاقات عجیبی می افتد . سینه ها بالا آمده و شانه ها بالا می پرند . تک و توک و به ندرت هم کسانی پیدا می شوند که شکم خود را جلو می دهند و ابتدا قسمت پایین ششها و شکم را از هوا پر می کنند . متاسفانه یک احساس قوی در افراد وجود دارد که می خواهند بدن حود را هرچه بیشتر باز کنند تا هوای بیشتری جا بگیرد . هنگام بازدم هم گاهی علائم تلاش در چهره دیده می شود که عضلات خود را برای بیرون دادن هوا از ششها جمع می کنند .

آنچه جالب و بسیار و بسیار مهم است این است که در تنفس اصلا نیازی به اراده ما , تلاش و تنش در عضلات جهت درست انجام دادن آن وجود ندارد .

فشار آوردن روی نفس مثل این است که پیاده روی پنج کیلومتری را با رقص و پایکوبی انجام دهید . برای این کار شما انرژی زیادی صرف می کنید و برای اتمام آواز و یا سخنرانی خود انرژی کافی باقی نمی گذارید . این نوع نتفس تحلیل برنده ی انرژی و بنیه است  .

اما تنفس صحیح ( تنفس دیافراگمی ) دقیقا برعکس است و بسیار استوار , موثر و مفید می باشد . هرچند که شاید خیلی چشمگیر و نمایشی نباشد . در چنین تنفسی , هوا به آرامی وارد و خارج می شود و می توان بدون خستگی به طور مداوم آن را ادامه داد .

برای آنکه بدانیم چگونه تلاش و تنش از تنفس طبیعی جلوگیری می کند , لازم است کمی از کارکرد داخلی بدن اطلاع داشته باشیم . خوشبختانه ما موقع تنفس ( دم و بازدم ) درباره اعمالی که انجا می شود فکر نمی کنیم , اما اگر در مورد این پدیده ی اتوماتیک  قدری با آگاهی عمل کنیم , اجتمالا راحت تر بتوانیم اصلاحالت مورد نظر را اعمال کنیم .

به طور خلاصه و مختصر کار دستگاه تنفس به شرح زیر است :

شش ها روی دیافراگم که پرده ای عضلانی برای جدا کردن حفره سینه از شکم است قرار دارند . دیافراگم به ستون فقرات , دنده های پایین و استخوان سینه متصل است و به طور طبیعی به سمت بالا قوس دارد . اما موقع داخل دادن نفس جمع شده و چند سانتی متر پایین می رود .

اگر به ریه ها اجازه دهیم که در سینه جا به جا شوند و اگر دیافراگم خود را به حال خود بگذاریم که بالا و پایین رود , تنفس ما مثل تنفس یک بچه کوچک , کامل و طبیعی خواهد بود که هدف ما رسیدن به همین است .

تنفس صحیح ( تنفس دیافراگمی )

قدم اول : قرار گرفتن در حالتی مناسب

در ابتدا ما نیاز داریم که یک مسیر بدون مانع برای رسیدن هوا به شش ها تامین کنیم . صاف بایستید و پاها را به اندازه عرض شانه از هم باز کنید و شانه ها را رها کنید تا پایین بیایند (پایین و عقب ) تا سینه در حالت باز و مناست قرار گیرد یا اینکه با وضعیت مناسب سینه , با پشت صاف و شانه های افتاده بنشینید . این کار در رفع تنش تاثیر قابل ملاحظه ای دارد .

قدم دوم : دم ( نفس به داخل کشیدن )

حالا دستتان را روی شکمتان بگذارید طوری که انگشت وسط روی ناف قرار گیرد , شانه ها را در وضعیت مناسب باز قرا دهید و تصور کنید که شکمتان یک بادکنک است و وقتی نفس می کشید اجازه دهید این بادکنک با هوا پر شود . فقط در پر شدن این بادکنک متمرکز شوید و وقتی پر شد به آرامی از راه دهان هوا را بیرون دهید .

این کار را چند دقیقه ادامه دهید و به خاطر داشته باشید که شما فقط می خواهید این بادکنک را پر کنید بدون آنکه شانه ها را بالا داده یا سینه را جلو دهید .چه احساس می کنید ؟ این کاری است که همیشه  برعکس آن را انجام می دادید ؟ بالا بردن سینه و شانه ها هنگام دم , تنفس فرعی نام دارد و مطمئن ترین راه برای دریافت کمترین مقدار هوا با کمترین مقدار کنترل است . در نظر داشته باشید که علاوه بر خوانندگی و سخنرانی , این نوع تنفس به صورت کلی در تمامی فعالیت ها باعث افزایش کیفیت خواهد شد و شادابی و سرزنگی و سطح انرژی را نیز به دلیل رساندن اکسیژن بیشتر به بدن به طرز قابل توجهی بالا می برد .

تنفس دیافراگمی کاملا آرام بخش می باشد اما در برخی موارد در ابتدا ممکن است کمی فشار و تنش عضلانی احساس شود . ممکن است شما با این فکر که هر فضای موجود در ریه ها را باید پر کنید , سعی کنید بیش از انداره آنها را پر کنید که کار درستی نیست چون ریه ها وقتی پر شوند به طور طبیعی شما را آگاه می کنند .

قدم سوم : بازدم ( بیرون دادن نفس )

وقتی نفس را بیرون می دهیم ساختمان بدن طوری طراحی شده که شکم به راحتی به وضع طبیعی اولیه خود برگردد . برای بازدم کار عضلانی انجام نمی شود , تنها رهاسازی و استراحت .

اما خیلی از ما وقتی نفس را بیرون می دهیم به زور و فشار متوسل می شویم , خودمات را سفت می کینم و صد بار بیشتر از آنچه که لازم است فشار وارد می کنیم . چرا این کار را می کنیم ؟ دلایل زیادی وجود دارد مثلا برخی از افراد وقتی به نت های بالا می رسند بیشتر فشار می آورند چون فکر می کنند اجرای نت های بالا نیاز به سختی بیشتری دارد که اکثرا هم این عمل ناخود آگاه است .

هرچه فشار هوا روی تارهای صوتی بیشتر باشد , کنترل صداهایی که ایجاد می شود مشکل تر است . قدرت و هماهنگی صدا بستگی به جریان آرام و منظم هوا دارد .

نیازی نیست سعی کنیم که آخرین ذره هوا را هم خارج کنیم چون همواره در ریه ها هوا وجود دارد .وقتی بین نفس ها تمام عضله ها استراحت می کنند هنوز حدود چهل درصد هوای مواقع کاملا پرشان را دارند . اگر با فشار هر چه می توانید هوا را بیرون دهید هنوز بیست درصد باقی می ماند . وقتی تمام نفستان را بیرون می دهید , در آخر فوت کنید و می بینید که باز هم هوا وجود دارد . در واقع راهی برای خالی کردن کامل هوا وجود ندارد پس خیلی تلاش نکنید .

فراموش نکنید که شما به هوا اجازه می دهید که از شش ها به بیرون نشت کند , نه اینکه با فشار و نیروی عضلانی آن را بیرون دهید .

وقتی دارای تنش هستید در هوایی که می خواهد از ریه خارج شود یک حالت تلاش ایجاد می کنید . مانند شلنگی که سرش را بسته باشند , فشار ایجاد شده در تلاش برای یافتن راهی برای خروج است . هوایی که در این شرایط خارج می شود خیلی فشرده و تحت فشار است مانند آبی که از لوله ی آتشنشانی به بیرون می زند . وقتی این هوا به تارهای صوتی برخورد می کند , تارهای صوتی دچار شک شده و به جای حرکت آرام , در وضعیت اولیه قفل می شود . این تنش است که مشکل ایجاد می کند  در حالی که آواز خوانی و سخنرانی عالی لازمه اش این است که بگذارید صداها بدون مانع جاری شوند , و مطمئنا از تاثیر جادویی آن حیرت زده خواهید شد .

فیوز خود را پیدا کنید

فیوز

 

واقعیت این است که وقتی از بیشتر مردم می خواهیم عقیده خود را درباره صدای صحبت کردنشان بگویند معمولا قضاوت های تند و سخت گیرانه ای دارند , وقتی از صدای آواز خواندن صحبت به میان می آید در قضاوت خود حتی تندتر هم می شوند .

فکر می کنم ما بیشتر در دام صداهایی افتاده ایم که معرف شخصیت واقعی ما نیست . شاید ما فکر کنیم کمرو هستیم اما در واقع از عکس العمل یا بی توجهی کسانی که به ما گوش می دهند می ترسیم . با این حال وقتی که یاد بگیریم صدای خود را چگونه آزاد و رها کنیم , از آنچه اتفاق می افتد دچار حیرت خواهیم شد . ما با هم پیش خواهیم رفت و مطمئنا به صدای واقعی خود که بسیار غنی , پرمایه و زیبا است دست خواهیم یافت .

اکثر افراد از درس ها و کلاس های آواز و خوانندگی دل خوشی ندارند چون اینقدر سخت و طولانی و طاقت فرسا نشان داده شده اند که واقعا فقط تعداد معدودی که بسیار عاشق رسیدن به هدفشان هستند شاید بتوانند وقت و انرژی لازم را صرف پیشرفت دراین راه کنند . متاسفانه تعداد زیادی فکر می کنند که این کار متعلق به کسانی است که بااستعداد هستند اما باید به شما بگویم که به کار بردن صحیح صدا همیشه مستلزم استعداد خاصی نیست .

و همینطور خیلی از افراد خیال می کنند که آموزش های مربوط به صدا و ارتقا کیفیت آن مختص خوانندگان و یا سخنرانان می باشد اما اگر کمی توجه کنید می بینید که ما در طول شبانه روز برای ایجاد ارتباط , بیشتر از هر چیزی از صدای خود استفاده می کنیم  . بنابراین بهبود توانایی های مربوط به صدا علاوه بر افزایش فوق العاده ی اعتماد به نفس , باعث ارتقاء ارتباطات و به صورت کلی ارتقاء در کیفیت زندگی ما خواهد شد .

صدایی که از دهان ما خارج می شود انتظاراتی درباره ما در اذهان ایجاد می کند , اینکه صاحب چه رفتاری هستیم , چه اندازه در دسترس هستیم , انرژی ما در چه سطحی است و بسیاری موارد دیگر . ما اطلاعات انباشته شده در صدا را تقریبا به صورت ناخود آگاه جذب می کنیم , مانند زمانی که با کسی که هرگز او را ندیده اید تماس تلفنی دارید و تصویر کاملی از او در ذهن خود مجسم می کنید که از طریق امواج صوتی به شما منتقل شده است .

هر چه آگاهی بیشتری از صدای خود داشته باشیم و از امکانات واقعی آن آگاه باشیم , به همان اندازه انتخاب های مختلف و متعددی در برخوردها خواهیم داشت و هرچه بیشتر می توانیم از صدایمان به نفع خود استفاده کنیم , به جای اینکه بگذاریم ما را محدود کند یا ایجاد سوء تفاهم کند .

این را در نظر داشته باشید که هر موقع صدایی شنیدید که خوشتان نیامد یا عیبی در آن به نظر رسید , شما در واقع با یک صدای بد عادت ( صدایی که با عادت های بد و اشتباه شکل گرفته ) روبرو هستید . کار ما این است که این عادت های بد مخصوص هر فرد را شناسایی کرده و آن را با عادت های درست و خوب جایگزین کنیم .

متاسفانه در عمل خیلی مهم نیست که شما با چه ساز باور نکردنی به دنیا آمده اید , زیرا این ساز می تواند با تنش و فشار و عادت های غلط آسیب ببیند .

مثل این می ماند که کسی با ماشین فراری رانندگی کند اما ماشین به دلیل نداشتن یک فیوز کوچک و ارزان  , مانند یک ژیان راه برود . این فیوز در مورد صدای هر شخص می تواند متفاوت باشد که در نهایت از یک یا چند مورد از عادات و الگوهایی که به اشتباه ایجاد شده اند حاصل می گردد .

همه ما این ماشین فراری را در اختیار داریم و شما چه علاقه مند به سخنرانی و چه آواز باشید , روش کار این است که ما باید فیوز مورد نظر را پیدا کنیم و آن را در جای صحیح و مخصوص خود نصب کنیم .

داشتن صدایی که بتوانید روی آن حساب کنید و منعکس کننده وجود شما و نمایانگر افکار , احساسات و عواطف شما باشد , یک موهبت است .من درباره پول و ثروت یا حتی جاه طلبی حرف نمی رنم , درباره شادی صحبت می کنم .

به نظر می رسد موسیقی به بخشی از مغز می رسد که کلمات به تنهایی نمی توانند برسند . از تاثیر لذت بخش و جادویی صدا و آواز خواندن استقبال کنید , بگذارید با یک لبخند شروع شده و باعث خوشحالی شما شود . مطمئن باشید تمام چیزهای دیگر در پی آن خواهند آمد .

برای رسیدن به هدف به صبر , پشتکار و تمرین نیاز است .