نوشته‌ها

زبان بدن در سخنرانی – حرکات دست

حرکات دست

 

زبان بدن نقش مهمی در تأثیرگذاری بر دیگران و کسب نتیجه‌ی دلخواه دارد. اما چطور می‌توان نشانه‌های مناسب و مثبت ارسال کرد و نتیجه‌ی دلخواه گرفت ؟ با مطالعه‌ی رهبران موفق درزمینه‌های مختلف ، حالات و نشانه‌هایی که زبان بدن را اثرگذار و قدرت مجاب‌کنندگی آن را افزایش می‌دهند ، شناسایی شده است . برخی از حالت‌ها و نشانه‌های مثبت زبان بدن در یک سخنرانی موفقیت آمیز را در ادامه خواهید دید .

بدون شک دست ها يکي از مهمترين عناصر در تاثيرگذاري زبان بدن هستند . و در اکثر مقالات مربوط به زبان بدن در رابطه با اهميت استفاده ي موثر از دست ها مطالب زيادي وجود دارد . اما در اين مقاله مي خواهيم به چگونگي استفاده از دست ها بپردازيم و چند تکنيک بسيار کارامد و راهگشا را در زمينه حرکات دست معرفي کنيم .

 

  • حرکات دست : جعبه

 

حرکات دست

 

حالت جعبه یکی از حالت های زبان بدن حرفه ای در سخنرانی است .

سخنرانی‌های «بیل کلینتون» در روزهای آغازین فعالیت سیاسی‌اش با حرکاتی پردامنه همراه بود که او را غیرقابل‌اعتماد جلوه می‌داد . برای کاهش این حرکت‌ها ، مشاوران به او توصیه کردند تصور کند جعبه‌ای در مقابل قفسه‌ی سینه و شکمش قرار دارد و سعی کند حرکات دست او از محدودی این جعبه خارج نشود . از آن زمان «جعبه‌ی کلینتون» به اصطلاحی معروف در این حوزه تبدیل شد .

 

  • حرکات دست : نگهداشتن توپ

 

حزکات دست

 

حالتی که فرد را در وضعی نشان می‌دهد که انگار یک توپ بسکتبال در دستانش است، حس اعتماد و اختیار را منتقل می‌کند؛ گویی همه‌ی حقایق در دست‌تان است . «استیو جابز» در سخنرانی‌هایش از این حالت بسیار استفاده می‌کرد .

 

  • حرکات دست : دستان هرمی

 

حرکات دست

 

وقتی افراد عصبی و مضطرب هستند ، اغلب دست‌هایشان بی‌قرار و پیوسته درحال حرکت است. درمقابل اگر مطمئن و با اعتمادبه‌نفس باشند، دست‌هایشان آرام و بی‌حرکت است . برای آرام نگه‌داشتن دست‌ها آنها را به شکل یک هرم در مقابل هم قرار بدهید. مدیران بسیاری این حالت را به‌کار می‌گیرند . البته نباید بیش‌ازاندازه در این وضعیت بمانید یا حالت چهره‌ی قاطع و مغرور را چاشنی آن بکنید؛ هدف، نشان‌دادن این است که آرام و مطمئن هستید نه ازخودمتشکر !

 

  • حرکات دست : کف دست‌ها رو به بالا

 

حرکات دست

 

این حالت نشانه‌ی بی‌پرده‌بودن و روراستی است . «اُپرا وینفری» در سخنرانی‌هایش این وضعیت را زیاد به‌کار می‌گیرد. او که فردی قدرتمند و تأثیر‌گذار است ، درعین‌حال نشان می‌دهد مایل به برقراری ارتباطی صادقانه با مخاطبانش است ، خواه طرف مقابل یک نفر باشد خواه جمعیتی بزرگ.

 

  • حرکات دست : کف دست‌ها رو به پایین

 

حزکات دست

 

عکس حالت قبل هم می‌تواند اثرگذار باشد. این وضعیت نشانه‌ی قدرت، اعتبار و قاطعیت است. «باراک اوباما» معمولا پس از یک سخنرانی پرشور از این حالت برای آرام‌کردن جمعیت استفاده می‌کرد .

 

  • حالت ایستادن

طرز ایستادن افراد نشانه‌ای از طرز فکر آنهاست . هنگام ایستادن بهتر است پاهایتان به اندازه‌ی عرض شانه از هم فاصله داشته باشند . چنین حالت قاطع و محکمی نشان‌دهنده‌ی این است که اختیار امور را دردست دارید .

برای اینکه تمریناتتان مفیدتر باشد اگر می‌توانید از سخنرانی یا ارائه‌تان فیلم‌برداری کنید. سپس آن را بدون صدا تماشا و فقط بر زبان بدن‌تان تمرکز کنید . آیا از نشانه‌هایی که معرفی کردیم استفاده می‌کنید ؟ وضعیت ایستادن‌تان چطور است ؟ به این فکر کنید که دفعه‌ی بعد چطور این حالت‌ها را نمایش بدهید . در مقابل آینه و سپس دوستان‌تان تمرین کنید تا استفاده از این حالت‌ها برایتان طبیعی شود .

صدای واقعی ما کدام است ؟؟؟

صدای واقعی ما کدام است

صدای واقعی ما کدام است ؟

 آیا تا حالا اتفاق افتاده است که فیلم ضبط شده از خود را ببینید یا صدای ضبط شده خود را بشنوید ؟ البته این روزها با گسترش اسمارت فون ها و افزایش شبکه های اجتماعی ، ممکن است خیلی بیشتر فیلم خود را ببینیم . اما کمتر پیش می آید تا صدای ضبط شده خود را بدون تصویر گوش کنیم . تصویر جذابیت هایی دارد که ممکن است باعث عدم توجه کامل ما به صدایمان شود . و هنگامی که فقط صدای خود را بشنیم می بینیم کمی با آنچه انتظار داشتیم متفاوت است . اگر می خواهیم از ادراک دیگران در مورد صدای خودمان مطلع باشیم ، باید صدای واقعی خود را بشنویم . ادراکی که ما از صدای خود داریم با ادارکی که دیگران از صدای ما دارند بسیار متفاوت است . دلیل این تفاوت ادارک ، تفاوت در نحوه دریافت صدا و همینطور فیلترهای ذهنی است .

صدایی که دیگران از صحبت کردن و خواندن شما می شنوند مانند صدایی نیست که خودتان می شنوید , چون شما صداها را در استخوان های خود حس می کنید و صدایی که شما خودتان می شنوید انعکاس صدای شما در غار بدنتان است . صدای شما در درون شما طنین انداخته و زنگ می زند . اما یک شنونده تنها آنچه را که به هوا منتقل می شود می شنود و ممکن است آنچه به نظر شما غنا و رنگ صدایتان است در شنیدن او حذف شود و از بین برود . از همه مهمتر صدایی که از شما خارج می شود عملا با صدایی که به طرف شما می آید متفاوت است .

به علت فاصله موجود بین درک درونی ما و شنونده , ضبط کردن و گوش دادن برخی از تمرینات به خیلی از افراد کمک می کند تا گوش عینی داشته باشند . یعنی آنچه در خارج از وجودشان است بشنوند . هر دستگاه ضبط صدایی که دارید آماده کنید و حاضر ثبت و ضبط پیشرفت تدریجی خود باشید . این ثبت پیشرفت تدریجی مدرکی خواهد بود که بدانید از کجا شروع کرده اید و کجا بوده اید و هر از گاهی که به آن مراجعه کنید با ملاحظه ی اینکه کجا بوده اید , انگیزه ی قوی را برای پیشرفت آینده در شما ایجاد خواهد کرد . با این کار پیشرفت خود را به چشم می بینید در ضمن که این کار در شروع آسان ترین راه برای شنیدن و تخمین صدایتان است .

حالا لطفا پاراگراف قبل را با صدای نسبتا بلند بخوانید و صدای خود را ضبط کنید . ضمن خواندن پاراگراف ممکن است ممکن است متوجه اتفاقاتی بشوید که باری صدایتان می افتد , اگر هم در ابتدا اتفاق نمی افتد بعدا وقتی به انتها نزدیک می شوید رخ می دهد . مدادی آماده کنید و هنگامی که صدای ضبط شده را گوش می دهید با توحه به سوالات زیر , آنچه را که شامل حال شما می شود علامت گذاری نمایید .

  1. آیا در شروع صدایی قوی داشتید و به تدریج تا به انتها برسد ضعیف تر شده و خسته شدید ؟
  2. آیا مجبور بودید وسط کار چند بار صدایتان را صاف کنید ؟
  3. آیا صدا به نظرتان خیلی آهسته است ؟
  4. آیا به نظرتان صدا مخصوصا در اواخر جملات بیش از اندازه پایین و خشن است؟
  5. آیا در بعضی از نقاط صدا قطع می شود؟
  6. آیا صدا تو دماغی است؟
  7. آیا صدا یکنواخت است؟
  8. آیا صدا حالت جیغ کشیدن دارد؟
  9. و آیا به جز موارد فوق چیز دیگری ملاحظه کردید که باعث ناراحتی شما بشود ؟

معمولا مردم به طور احساسی از صدای خود خوششان نمی آید اما نمی توانند از نظر فنی آن را توجیه کنند . نگران نباشید کاری که ما می کنیم و متد های آموزش خوانندگی و سخنوری که ارائه خواهیم کرد به نتیجه فنی می رسد . به لیست سوالات فوق نگاه کنید و ببینید چند تا علامت گذاری کرده اید . این کار به شما نشان خواهد داد که حالا صدای خود را چگونه می شنوید و اشکالات شما کجا می تواند باشد .

این اشکالات می توانند به دلیل الگوهای نادرست تنفسی , کم یا زیاد بودن مخاط , عدم تقویت قدرت و تشدید صدا , جایگاه نادرست حنجره , محدود بودن دامنه ی صدا و عدم شناخت پل ها و موارد متعدد دیگری باشد که به صورت مفصل در بخش های مختلف درباره آن ها صحبت خواهیم کرد . و با شناخت و اصلاح این موارد این سوال که صدای واقعی ما کدام است دیگر برایمان پیش نخواهد آمد .

نحوه حرکت بر روی صحنه

حرکت بر روی صحنه

 

نحوه حرکت بر روی صحنه تاثیر بسیار زیادی بر کیفیت اجرا خواهد داشت . تمام حرکت ها روی صحنه می تواند به یک الگوی ساده تقلیل پیدا کند که با یادگیری آن می توانید مقابل هر تماشاگر و هر محلی به راحتی و به طور موثر مانور دهید . این الگوی اصلی می تواند هم در بزرگ ترین صحنه سالن و هم در کوچک ترین کافه , عملی و موثر باشد . با استفاده از شکل بالا قدم بر دارید . با این ترتیب به نقشه ای دست خواهید یافت که قابل استفاده مجدد بوده و به راحتی در هر اجرایی می تواند راهنمای شما باشد .

نقطه اول حرکت بر روی صحنه : موقعیت اول نزدیک وسط صحنه , به تماشاگر اولین فرصت را برای دیدن و شنیدن شما می دهد . لحظه ای که پشت میکروفن قرار می گیرید لحظه ی مهمی است که حضور قوی و تسلط بر انرژی خود را در سالن برقرار می کنید . چگونه باید این کار را بکنید ؟ اول بی حرکت بایستید . بعضی از اجرا کننده ها در شروع یک آهنگ یا سخنرانی , آنقدر دور و بر خود حرکت می کنند که تماشاچیان احساس می کنند گویی دنبال یک بشقاب پرنده می گردند . حتی اگر شما آهنگ تند و رقص مانند هم اجرا می کنید باز هم می توانید نسبتا در یک محل ساکن باشید . محل پاهایتان را تغییر ندهید و سایر اعضای  بدن خود را با آهنگ تکان دهید . هدف در اینجا این است که به تماشاگر ها فرصتی برای آشنا شدن اولیه بدهید . آنها این حق را دارند که یکی دو لحظه فرصت این را داشته باشند تا ببینند شما کی هستید , چه لباسی پوشیده اید و چه شکلی هستید . آنها همچنین می خواهند بدانند درباره ی صدای شما و خودتان چه احساسی دارند و آیا دلشان می خواهد به شما توجه داشته باشند .

وفتی از صحنه به پایین نگاه می کنید اگر یک گروه تماشاگر کوچکی دارید که می شود چشم در چشم نگاهشان کرد , جهت نگاه خود را به بالای سر آنها متوجه کنید . برخورد به این صورت راحت تر است . شما سعی می کنید مردم را در احساس آهنگ یا صحبت هایتان غرق کنید بدون آنکه خیلی به آنها نزدیک شوید .

نقطه اول در حرکت بر روی صحنه در حقیقت جایی است که به مردم می گویید : این من هستم چند لحظخ از وقتتان را به من بدهید و می دانم که می توانم شما را وادار به تبسم , گریه یا خنده کنم یا کاری کنم آنچه را که خودم حس می کنم شما هم احساس کنید . وقتی خودتان را مستقر کردید موسیقی یا صحبت های شما , راهنمایتان برای حرکت و تغییر موقعیت خواهد بود و از این به بعد می توانید ارتباط موثر چشمی را داشته باشید .

نقطه دوم حرکت بر روی صحنه : هر آهنگ و هر سخنرانی , داستان و سناریویی دارد و لحظاتی دارد که در آن احساس یا تاکید موضوع عوض می شود . وقتی احساس کردید که اولین حالت یا تاکید به حالتی دیگر تغییر کرد , موقع آن است که شما جایتان را عوض کرده و به نقطه دو منتقل شوید ( ما در شکل تقطه ی دو را سمت راست انتخاب کردیم  اما شما می توانید به هر سمتی دلتان خواست حرکت کنید ) . کمی هم بچرخید تا افرادی که در وسط یا سمت چپ هستند قادر به دیدن بخشی از صورت شما باشند و فکر نکنند که کنار گذاشته شده اند .

نقطه سوم حرکت بر روی صحنه : با پیشرفت آهنگ یا سخنرانی , وفتی به حالت بعدی می رسد جهت خود را عوض کرده و به سمت چپ صحنه بروید  . باز هم مطمئن باشید که هر کسی در سالن قادر به دیدن حداقل بخشی از صورتتان است .

نقطه چهارم حرکت بر روی صحنه : با جا به جایی بعدی , به وسط صحنه برگردید . حالا از لحاظ جهت با تماشاگران , با نقطه ی یک هم جهت هستید اما به آنها نزدیک تر شده اید . آنها حالا کمی با شما آشناتر شده اند و آماده اند که بدون احساس ناراحتی و تهدید شما را به خود نزدیک تر ببینند .

نقطه پنجم حرکت بر روی صحنه : خیلی از آهنگ ها ( و ممکن است قسمت اول برخی از سخنرانی ها ) در موقعیت پنجم تمام می شود , در جهت نقطه ی یک و چهار , اما بازهم نزدیک تر به صحنه . این موقعیت موضع قدرت شما محسوب می شود .شما صحنه را تسخیر کرده اید . به سمت پشت , چپ , راست , جلو و کاملا با حاضرین ارتباط برقرار کرده اید .

نقطه ششم تا هشتم حرکت بر روی صحنه : در صورت ادامه ی اجرا , به نقطه ششم بروید , حرکت کمی به راست . از آنجا نقطه هفتم دوباره سمت چپ سالن را مخاطب قرار می دهد . و در انتها به نقطه هشتم بروید ( این حرکات تا پایان می توانند بسته به نیاز شما ادامه چیدا کنند ) .

آیا خیلی ساده به نظر می رسد ؟ خب قرار هم بود که همین طور باشد و چیزی که جالب است این است که تمام حرکات صحنه تا حدی بر پایه این جهت ها قرار دارند . این طرح حتی موقعی که فضا کم است یا اصلا وجود ندارد هم کارساز است . اگر در جایی برنامه اجرا می کنید که حتی یک قدم هم نمی توانید بردارید , باز هم این مراحل را با حرکت سر و بدن خود طی کنید .

اشتباهات رایج در آموزش زبان بدن

زبان بدن

 

آموزش زبان بدن و به صورت کلی‌تر آموزش ارتباط غیرکلامی عموماً با بی‌دقتی ، همراه بوده است.

نکات و تکنیکهای ارزشمند زیادی که می‌توانند برای یادگیری زبان بدن و تحلیل زبان بدن و استفاده از زبان بدن در مذاکره و اجرا مفید باشند، به دلیل پیچیده بودن یا مشروط بودن، از کلاسها و دوره های آموزشی زبان بدن حذف شده‌اند . از سوی دیگر، توصیه‌ها و راهکارهای متعددی، به عنوان تکنیک های زبان بدن در مذاکره به دلیل ساده و جذاب بودن (حتی با وجود نادرست بودن) مورد توجه و تاکید جدی قرار گرفته‌اند.

امروزه همه پذیرفته‌اند که زبان بدن مهم است . برخی یادگیری مذاکره را با آن آغاز می‌کنند و کسانی هم هستند که پس از یادگیری زبان بدن، بر این باور که حوزه مذاکره و اجرا را فراگرفته‌اند و به دنبال کار و زندگی خود می‌روند . پس شاید به قول لوتر، وقت آن باشد که مشخص کنیم زبان بدن در کدام حوزه‌ها ممکن است گمراه کننده باشد .

کارول گومن در یکی از مقالات خود در فوربس می‌گوید: «به محض اینکه در یک جمع می‌شنوند که من در حوزه زبان بدن کار میکنم، همه جوری خودشان را جمع می‌کنند که انگار از نگاه کردن به دست و پاها و حالات و حرکات آنها، می‌توانم تمام حال و هوای درونی آنها را بفهمم و کشف کنم! شاید بهتر باشد که علاوه بر این توهم و تصور نادرست، سایر تصورات نادرستی را که در این حوزه وجود دارد هم فهرست کنم!».

دیگران هم که در حوزه زبان بدن فعالیت جدی داشته‌اند، دیر یا زود به نتیجه می‌رسند که باید وقت قابل توجهی را به ابهام زدایی در این زمینه صرف کنند. ما در اینجا فهرستی از برخی نکات را که باور داریم ممکن است برای تازه آموزان زبان بدن، گمراه کننده باشند را ارائه می‌کنیم.

  • اولین تصور اشتباه در «زبان بدن»: کسی که زبان بدن را می‌داند و می‌شناسد می‌تواند «انسان دروغگو» را به سادگی از «انسان راستگو» تشخیص دهد.

در سال ۱۹۸۵ پل اکمن توانایی تشخیص دروغ بر اساس زبان بدن را بررسی کرد و مورد مطالعه قرار داد و در نهایت اعلام کرد که تعداد کمی از ما انسانها، می‌توانند دروغگو را با شانسی بیشتر از پنجاه درصد از روی علائم چهره و زبان بدن تشخیص دهند. به عبارتی با سکه انداختن هم، تقریباً در حد دقت یک انسان می‌توان دروغگو را از راستگو تشخیص داد!

البته همه جا در مورد نشانه‌های دروغ صحبت می‌شود. اما به خاطر داشته باشیم که آنچه ما به عنوان نشانه‌های دروغ می‌شناسیم، نشانه‌های مواجهه‌ی بدن با شرایط استرس و گاه با شرایط ترس هستند.

کودکی که گرسنه است گریه می‌کند و می‌توان گفت: «یکی از نشانه‌های گرسنگی، گریه کردن کودک است». اما باید به خاطر داشته باشیم که کودک‌ به ده‌ها علت دیگر هم ممکن است گریه کند و اگر بخواهیم بر این اساس قضاوت کنیم،‌ به بیراهه خواهیم رفت.

به عبارتی آنها که مدعی تشخیص دروغ با استفاده از زبان بدن و نشانه‌های غیرکلامی هستند، در بهترین حالت می‌توانند به ما بگویند که فردی دچار ترس یا استرس شده. حالا اگر من نشانه‌های دروغگویی را در همسر یا شریک عاطفی‌ام دیدم، دو گزینه محتمل است:

گزینه اول: او به من دروغ گفته و الان می‌ترسد و استرس دارد که من متوجه شوم.

گزینه دوم: او به من دروغ نگفته و الان می‌ترسد و استرس دارد که من قانع نشوم که او راست می‌گوید.

حالا کمی فکر کنید! دو گزینه‌ی فوق در کنار هم، هیچ اطلاع جدیدی به ما نمی‌دهند. فقط به ما می‌گویند که باید در گفتگو با او، تلاش کنیم آرامش به او بازگردد و استرس‌اش کاهش پیدا کند. همین!

مشکل وقتی جدی می‌شود که من و شما بر اساس این نشانه‌های غیرکلامی و زبان بدن طرف مقابل، احساس کنیم که طرف مقابل به ما دروغ می‌گوید. دیر یا زود رفتارهای تهاجمی‌تری از خود بروز خواهیم داد و این باعث می‌شود که استرس و ترس طرف مقابل بیشتر شده و با این سیستم، ما بیشتر از پیش به این قطعیت برسیم که او واقعاً دروغ می‌گوید.

  • دومین تصور اشتباه در «زبان بدن»: ارتباط چشمی، همیشه خوب و مفید است.

نیک مورگان در سایت دانشگاه هاروارد مطلبی را در مورد سوء تفاهم‌ها و تصورات اشتباه در حوزه زبان بدن منتشر کرده است. وی در آنجا توضیح می‌دهد که ما در حوزه‌ی زبان بدن، آنقدر از اهمیت ارتباط چشمی گفتیم که اما و اگرها در این حوزه فراموش شد.

مورگان اشاره می‌کند که قطع کردن ارتباط چشمی در ارتباط و مذاکره خوب نیست. اما ارتباط چشمی باید کوتاه و در حد چند ثانیه باشد. این در حالی است که اکثر انسانها ارتباط چشمی را که کمی ادامه پیدا کند، مصداقی از رفتار تهاجمی می‌فهمند و عصبی می‌شوند. مسئله در برخورد با جنس مخالف از این هم دشوارتر است. چون بر اساس تحقیقات انجام شده جذب شدن یک نفر به جنس مخالف هم معمولاً با طولانی شدن ارتباط چشمی آغاز می‌شود. به همین علت، طولانی شدن ارتباط چشمی عملاً می‌تواند اضطراب طرف مقابل را به صورت جدی افزایش دهد.

  • سومین تصور اشتباه در «زبان بدن» و «علائم غیرکلامی»: مردم به فروشنده‌ای که تند حرف می‌زند کمتر اعتماد می‌کنند.

نیک مورگان مطلب دیگری را هم مورد بررسی قرار داده است. بسیاری از مردم فکر می‌کنند که کسانی که اهل دروغ و فریب هستند خیلی حرفه‌ای و سریع و تند حرف می‌زنند. به همین علت، عموماٍ به فروشنده‌ها آموزش داده می‌شود که شمرده و کند حرف زدن، جدای از کمک به تفهیم گفته‌ها، موجب افزایش اعتماد مشتری می‌شود.

انسانها حدود ۱۲۵ کلمه در دقیقه صحبت می‌کنند و می‌توانند این تعداد را تا ۲۲۵ کلمه در دقیقه هم افزایش دهند! اگر سرعت ادای کلمات واقعاً تا حدود ۲۲۵ کلمه افزایش پیدا کند، به تدریج شنونده احساس می‌کند که تمایل دارد در مقابل پذیرش حرف شنونده مقاومت کند. اما عموم ما اساساً توانایی رسیدن به این نرخ از صحبت کردن را نداریم! کند کردن گفتگو به خودی خود توقف‌ها و سکوت‌های بسیار کوتاه را هم به جملات اضافه می‌کند و همچنانکه پل اکمن توضیح داده است: انسانها وقفه بین کلمات و جملات را به عنوان مهم‌ترین نشانه فریبکاری طرف مقابل تفسیر می‌کنند.

  • چهارمین تصور اشتباه در زبان بدن که فوربس به آن پرداخته است، ماجرای دست به سینه بودن و گارد دفاعی است.

دست به سینه بودن ممکن است نشانه مقاومت در برابر گفته‌های طرف مقابل باشد. اما تنها علت دست به سینه بودن نمی‌تواند مخالفت باشد. گومن توضیح می‌دهد که به تجربه دیده است که مخاطبانی که در ردیف اول یک سمینار حضور دارند،‌ دست به سینه می‌نشینند. حتی نشستن روی یک صندلی که دسته‌های کناری ندارد یا اگر هم دارد، برای قرار گرفتن دست مناسب و ارگونومیک طراحی نشده، می‌تواند باعث شود که فرد، برای استراحت دادن به دستان خود،‌ دست به سینه بنشیند.

گاهی هم انسانها هنگامی که احساس می‌کنند دمای اتاق به صورت ناگهانی کاهش یافته یا اینکه می‌خواهند روی موضوعی خیلی خوب تمرکز کنند دست به سینه می‌نشینند.

علاوه بر نکات فوق که گومن در فوربس مطرح می‌کند، ما به عنوان خواننده ایرانی فوربس، به خاطر داریم که در مدرسه، به ما آموخته‌اند که در مقابل مدیر و ناظم برای احترام، دست به سینه بنشینیم و ناخودآگاه، احترام از سر موقعیت را هنوز هم گاهی با همان رفتاری که در کودکی آموخته‌ایم نشان می‌دهیم.

اما به خاطر داشته باشیم که آموزش‌های نادرست در حوزه زبان بدن باعث شده که دیگران در مورد دست به سینه نشستن شما، قضاوت نادرستی داشته باشند. اگر کسی روبروی شما دست به سینه نشست،‌ این حرکت را به هیچ معنای خاصی تفسیر نکنید. اما به خاطر داشته باشید که ترجیحاً دست به سینه ننشینید. چون طرف مقابل ممکن است مانند شما به صورت درست و حرفه‌ای با زبان بدن آشنا نباشد.

  • پنجمین تصور اشتباه در «زبان بدن»: برداشت نادرست از تحقیق معروف آلبرت محرابیان در کتاب پیام های خاموش و استفاده از اعداد طلایی معروف ۷٪-۳۸٪-۵۵٪

به نظر می‌رسد کسانی که به شدت بر روی این اعداد طلایی اصرار دارند، فرصت نداشته‌اند اصل مقاله آلبرت محرابیان را که در سال ۱۹۶۷ منتشر شده بخوانده‌اند و این مسئله به حدی جدی شده که وی درسایت خود مجبور شده متن زیر را قرار دهد:

“Total Liking = 7% Verbal Liking + 38% Vocal Liking + 55% Facial Liking.

Please note that this and other equations regarding relative importance of verbal and nonverbal messages were derived from experiments dealing with communications of feelings and attitudes (i.e., like–dislike). Unless a communicator is talking about their feelings or attitudes, these equations are not applicable. Also see references 286 and 305 in Silent Messages – these are the original sources of my findings

محرابیان با ارجاع دادن به کتاب «پیام‌های خاموش» خود، تاکید می‌کند که مطالعات او در مورد زبان بدن و علائم غیرکلامی تنها زمانی کاربرد دارد که «دوست داشتن و دوست نداشتن» توسط  پیام در حال انتقال باشد و در غیر این صورت، تحقیقات او مصداقی نخواهد داشت. به عبارت دیگر شاید زبان بدن دختر و پسری که در یک کافی‌شاپ در حال ابراز محبت به یکدیگر هستند، بسیار مهم بوده و از مصادیق این قانون ۷-۳۸-۵۵ محسوب شود. اما در مذاکره دو سیاستمدار یا دو مدیر ارشد در دو سازمان، تاکید بیش از حد بر زبان بدن صرفاً با استناد به این تحقیق، تعبیری نادرست و گمراه کننده است.

کارول گومن،‌ شوخی جالبی را مطرح می‌کند و می‌گوید: آلبرت محرابیان، هرگز هیچ جا نگفت که شما اگر یک فیلم خارجی دوبله نشده را ببینید فقط با اتکا به زبان بدن و علائم غیرکلامی می‌توانید ۹۳٪ ماجرا را به صورت کامل بفهمید! بسیاری از کسانی که امروز با آنها گفتگو و مذاکره می‌کنیم، دنیا و تصورات و انتظاراتشان، تقریباً در همان حدود از ما دور است.

جدای از کارول گومن در فوربس، بسیاری از نویسندگان و محققان، در سالهای اخیر در مورد این تصور و برداشت نادرست از تحقیق محرابیان هشدار داده‌اند. کیم هریسون هم یکی از آنهاست.

اگر چه تصورات نادرست در حوزه زبان بدن و علائم غیرکلامی بسیار زیاد است، اما بسیاری از فعالان حوزه مذاکره، معتقدند سوء برداشت از مطالعات محرابیان، نخستین سنگ بنایی بود که موجب شد ساختمان دانش زبان بدن، (خصوصاً در دیدگاه عامه مردم)  به شکل نامناسبی بنیان نهاده شده و رشد کند.

  • ششمین تصور نادرست درباره زبان بدن و کاربرد آن در مذاکره، تحلیل راستگویی و دروغگویی بر اساس حرکت چشم است.

در کتاب‌های قدیمی‌تر چنین آمده است که انسانها وقتی دروغ می‌گویند چشم خود را به راست و وقتی که  راست می‌گویند چشم خود را به چپ حرکت می‌دهند.

مدتی بعد،‌ در تحقیقات اینگونه مطرح شد که این در مورد اکثر انسانهاست اما در مورد همه نیست. برخی انسانها برعکس هستند. بنابراین اگر می‌خواهیم از چنین مسئله‌ای استفاده کنیم باید ابتدا چند سوال را که پاسخ آنها را می‌دانیم و طرف مقابل انگیزه‌ای برای دروغگویی در مورد آنها ندارد بپرسیم تا ببینیم جهت حرکت راست و دروغ در چشم او چگونه است. به این سوال‌ها سوال‌های کالیبراسیون گفته می‌شود.

نویسنده‌ی این مطلب، اعتراف می‌کند که خود او هم در گذشته این مسئله را آموزش داده است و صرفاً بر این باور بود که حتماً باید از سوال‌های کالیبراسیون استفاده شود تا از تحلیل خود مطمئن باشیم (علامت آدمک با چهره‌ی سرخ و شرمنده)

امروزه اثبات شده است که راستگویی و دروغ‌گویی هیچ ارتباطی با حرکت چشم ندارد. در این زمینه می‌توانیدمطالعات وایزمن، رفرنس‌های مطرح شده توسط پلوسون در انتهای گزارش وایزمن، گزارش و تحلیل مدیکال نیوز، وتحلیل استیو میرسکی در Scientific American را بخوانید. کامنت‌های ایرانیان در زیر آخرین مرجع معرفی شده، نشان می‌دهد که شاید این باور درکشور ما بیش از سایر کشورها رواج داشته یا لااقل مورد توجه بوده است.

نیک مورگان، نوشته خود را در مورد خطاهای موجود در تحلیل زبان بدن در سایت دانشگاه هاروارد، اینگونه به پایان می‌برد که:

در پایان، باید بگویم که پیامهای مهمی از طریق زبان بدن و ارتباط غیرکلامی منتقل می‌شوند. حیف که این پیامها قابل اتکا نیستند!

هر چند که زبان بدن و استفاده از آن می تواند در مسائل و موقعیت های مختلف بسیار مفید واقع شود , با این حال در نظر داشته باشید که زبان بدن به طور کل یکی از زیر مجموعه های ارتباطات غیر کلامی می باشد و به تنهایی و بدون در نظر گرفتن  سایر موارد و شرایط موجود چندان قابل اتکا نخواهد بود . از طرفی هم اغلب نتیجه گیری های حاصل از زبان بدن نسبی و مبتنی بر احتمالات می باشد و ثابت شده نیست .

محدوده های صوتی ( رجیستر های صوتی )

محدوده

 

رجيسترها و محدوده ها , روش ها و جایگاه های مختلف توليد صدا هستند . رجيسترها در حالت های بالاتر و پايين تر وجود دارند ، که همه آنها تقریبا دارای کيفيت هاي صدايي متنوعي هستند . تارهاي صوتي در مهدوده هاي مختلف به صورت متفاوتي عمل کرده و نوسان مي کنند ، که به مشخص شدن نحوه عملکردشان کمک مي کند . از آنجايي که ما براي توليد صدا از تارهاي صوتيمان استفاده مي کنيم و از طرفي صداي ما به مقدار زياد بين رجيسترها جابه جا می شود ، تغيير از يکي به ديگري بدون تلفيق حالت ها و کيفيت هاي صدا ، مي تواند باعث انتقال ناراحت کننده در صداي ما شود .

صدا از سه محدوده  یا رجیستر اصلی تشکیل می شود :

محدوده صدای سینه (Chest register)

محدوده صدای میانی (Mix register)

محدوده صدای سر (Head register)

و هر کدام همانطور که در شکل می بینید به طور متفاوتی عمل می کنند .

 

صدای میانی

البته رجیستر های دیگری نیز وجود دارند مانند رجیستر ویستل یا سوت ( whistle register ) که بالاتر از صدای سر و بالاترین محدوده است و همان طور که از اسمش پیداست صدایی شبیه به صدای سوت دارد . و همینطور رجیستر وکال فرای ( vocal fry ) که پایین تر از صدای سینه و پایین ترین محدوده می باشد و به خاطر اینکه در این حالت تارهای صوتی بیشتر در حالت استراحت هستند از آن برای گرم کردن صدا نیز استفاده می کنند .

صداي سينه پايين ترين , سنگين ترين و قوي ترين رجسيتر صدا مي باشد . اين نام از احساسي که در سينه هنگام توليد صداي مربوط به اين رجيستر ايجاد مي شود گرفته شده . وقتی در صدای سینه هستید تارهای صوتی در تمام طول خود مرتعش می شوند مثل سیم های بلند و کلفت پیانو . ارتعاش صدای سینه , همانطور که می توان حدس زد در قسمت بالای سینه احساس می شود . اگر دستتان را در ناحیه ای که گردن به قسمت بالای سینه می چسبد بگذارید و بگویید << من می توانم از سینه صحبت کنم >> یک ارتعاش خفیف زیر دستتان احساس می کنید .

وقتی به سمت بالاتر می روید نوعی اثر زیپ مانند شروع به بستن انتهای تارهای صوتی می کند . وقتی این عمل زیپ مانند به سمت بالا حرکت می کند , تا جایی که فقط پنجاه درصد طول تارها مرتعش می شوند , شما به صدای میانی می رسید .

در صدای میانی شما احساس می کنید که بخشی از ارتعاش سینه رها می شود و به نزدیک محلی درست پشت بینی و چشم ها منتقل می شود . این محل به اسم های مختلف در طول سالها نامگذاری شده اما بیشتر ماسک نامیده می شود .هوا و لحنی که در اطراف منطقه سینوس می پیچد خیلی ظریف و مانند صدای بال زدن پرندگان است .

دهانتان را ببندید و بگویید ممممممممم , وقتی صدا از داخل دهان به لبهایتان می خورد احساس لرزش در آنها میکنید . این بسیار شبیه ارتعاشی است که در صدای میانی احساس خواهید کرد , هر چند که در صدای میانی این ارتعاش به بینی نزدیک تر است .

وقتی به بستن زیپ ادامه می دهید و فقط یک سوم تارهای صوتی مرتعش می شود , شما به صدای سر می رسید . در صدای سر دیگر هیچ ارتعاشی از سینه احساس نمی کنید و از صدای صحبت کردن بسیار دور است . صداي سر , رجيستر بالاتر و سبک تر است . در اين حالت صدا در محدوده ي سر احساس مي شود . از لحاظ فيزيکي با بالا رفتن نت , تاهاي صوتي کشيده تر شده و سريع تر نوسان مي کنند حالا شما ارتعاش هوا و صدا را در درجه اول پشت چشم ها و بینی در بالاترین قسمت سینوس ها احساس می کنید .

و در نهایت معرفی فالستو ( falsetto ) نیز خالی از لطف نیست . چون هر چند که جنس و نوع تولید صدای فالستو با محدوده های گفته شده متفاوت می باشد اما برخی آن را نیز در دسته بندی رجیستر ها لحاظ می کنند . در واقع فالستو محدوده ای از صدا است که بسیار بحث بر انگیز بوده  و رنگ آن شبیه  صدای سبک  خانم ها یا  صدای سر  در آواز کلاسیک است و  در آقایان گاهی اوقات با صدای سر اشتباه گرفته می شود . صدای فالستو  یک آوای همراه با نفس است که در هر محدوده یا رجیستر صدایی برای آقایان و خانم ها اتفاق می افتد . نداشتن قدرت کافی و نتیجه ی  آن  دور بودن تارهای صوتی باعث ایجاد صدای فالستو  است اما در برخی موارد به صورت ارادی و برای ایجاد زیبایی نیز از آن استفاده می شود .

شاخت محدوده ها و رجیستر های صدا باعث می شود درک بهتری از صدا و نحوه ی تولید آن بدست آوریم و درنتیجه بر سرعت پیشرفتمان تاثیر قابل توجهی خواهد داشت .