داد بزن تا صدات باز بشه!!!!!

داد بزن تا صدات باز بشه

 

داد بزن تا صدات باز بشه !!!!!!!!

این مطلب شاید برای خیلی ها آشنا باشه در واقع هر کسی که مدتی رو در کلاس های آواز و خوانندگی (غالبا با متد های قدیمی) گذرانده باشه ممکنه تو دفتر خاطرات خوانندگیش این تجربه ی دردناک رو داشته باشه .

متاسفانه بیشتر اساتیدی که با متد های قدیمی و سنتی کار می کنند شاید ناخواسته و به خاطر آموزشهای غلط و منسوخ شده به جای اینکه باعث پیشرفت ما بشوند بیشتر ما را محدود می کنند و در خیلی از مواقع هم باعث آسیب رسیدن به ما می شوند .

اگه بخوام از خودم براتون بگم , من زمانی که تازه می خواستم شروع کنم به آموزش دیدن بهم گفتند برای این که صدات باز بشه باید داد بزنی یعنی فریاد بکشی که البته باید بگم این کار در بهترین و خوش شانس ترین حالت اصلا نیازی به انجامش نیست و حالت بدش هم اینه که شما با این کار به حنجره و تارهای صوتی خود آسیب می زنید . خب من هم داد می زدم فریاد می کشیدم آهنگایی که دوست داشتم رو با صدای بلند می خوندم تا صدام باز بشه اما بعد از یک مدت خیلی کوتاه دیدم صدام باز نشد که بماند , تازه ده برابر هم بدتر شد .

رفتم پیش پزشک و ماجرا رو براش تعریف کردم , معاینم کرد و گفت که تارهای صوتیت خیلی ملتهب و فعلا باید فکر خوندن رو از سرت بیرون کنی و حتی تا جایی هم که میتونی کمتر صحبت کن و یا خیلی آروم صحبت کن . شاید باورتون نشه که چند ماه طول کشید تا تارهای صوتیم نسبتا خوب شد.بعد از اون من دیگه اصلا جرات نمیکردم که صدام رو بالا ببرم یا مثلا فریاد بزنم , از ترس اینکه دوباره همون بلا سرم بیاد, و بعضی وقت ها هم که هیجان زده می شدم و می خواستم این کارو بکنم می دیدم که فایده ای نداره و وقتی صدامو می برم بالا خفه میشه و حالت گرفتگی پیدا میکنه . هم صدای ناحوشایندی تولید میشه و هم حنجرم درد میگیره .

همینطور می گذشت و من کج دار و مریز پیش میرفتم , ولی چیزی که مهم بود این بود که من هرگز تسلیم نشدم یعنی حتی یک لحظه هم فکر نمیکردم که من نباید و یا نمیتونم بخونم در عوض مدام میگفتم که من باید بتونم بخونم . در واقع این من نبودم که هی به خودم میگفتم باید بتونم بخونم اصلا انگار این حس تو وجود من بود.به نظر من اشتیاق پایدار میتونه راه رسیدن به خواستمون رو به ما نشون بده و پشتکار چیزیه که میتونه قسمت اول رو کامل کنه و راه رو برای رسیدن به هدف هموار کنه .

در زمینه ی خوانندگی با اطمینان میگم هر آموزش یا تمرینی که به شما و فیزیکتون فشار و سختی وارد کرد و بدنتون رو از حالت آرامش خارج کرد , یک راه و مسیر اشتباهه , و مهم نیست که این تمرین یا آموزش توسط چه مربی و یا استادی به شما پیشنهاد داده شده .

ما نسبت به هم دارای توانایی های فیزیکی متفاوتی هستیم , در زمینه ی خوانندگی هم مساله به همین شکل است که ما چه به صورت مادرزادی و چه در اثر تمرین های ناخودآگاهی که در طول زندگیمان داشته ایم دارای توانایی های بالفعل مختلف و نقاط ضعف و قوت متفاوتی هستیم .
پس به هیچ وجه به این معنا نیست که اگر ما در یک یا چند زمینه دارای ضعف هستیم در آن بخش ها ناتوانیم.به طور کلی همه ی ما توانایی عالی خواندن را داریم و اگر در بعضی بخش ها دارای ضعف هستیم فقط به این معنی است که راه و روش استفاده از توانایی مان را بلد نیستیم , پس تنها کافسیت با شناخت بیشتر,انجام ورزش و تمرین های مخصوص به مهارت کافی در به کارگیری توانایی هایمان دست یابیم .

یکی از فرق های مهم آموزش با این متد در مقابل بقیه ی متد ها و کلاس ها اینه که تو اکثر کلاس ها و سبک ها بیشتر روی آهنگ ها و تصنیفها کار میشه و شاید شما خوندن یک ترانه یا تصنیف رو در مدت کوتاهی یاد بگیرید اما برای مسلط شدن و خارج شدن از این محدودیت زمان بسیار زیادی لازمه ,تازه اگر بشه با این شیوه ها به این تسلط دست پیدا کرد . اما ما توی این متد اول روی زیرساخت ها و اجزا و آواهای تشکیل دهنده ی یک آهنگ یا ترانه (فارغ از یک سبک خاص) کار می کنیم و از اون مهمتر راه تسلط بر کنترل ماهیچه های دخیل در تولید صدا و همینطور نحوه ی هدایت هوا و ایجاد رزونانس های مختلف در صدا رو یاد می گیریم که برخلاف توضیح نسبتا طولانی که داده شد بسیار بسیار سریعتر و آسان تر از آنچه که فکر می کنید به نتیجه خواهید رسید , نتیجه ای که ممکن است بدون استفاده از این متدهای مدرن و نوین سالها زمان ببرد که خب ممکن است در بین راه نا امید شوید و دست از کار بکشید .

در واقع این سبک و متد به جای دادن ماهی , ماهیگیری رو به ما یاد میده و با استفاده از اون اگه بخواهیم حتی میتونیم بقیه ی راه رو به تنهایی هم سپری کنیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *